آخر راه

آخر راه..

آره این آخر راهه
شروع دوریمون اینجاس
میشیم درگیره تنهایی
دوباره سرد و بی احساس

آره این کوچه بن بست بود
رسیدیم ما ته کوچه
رسیدیم آخر قصّه
دیدیم این قصّه هم پوچه

نبود تقدیر من یارم
نمی دونم چرا بازم
توی این بازی آخر
منم اونی که می بازم

چرا تقدیر من این بود
شدم بازیچه ی دنیا
با هر کی عاشقی کردم
شدم تنهاترین تنها

حالا اینجا ته راهه
باید ما بگذریم از هم
به این تنهایی و دوری
باید عادت کنیم کم کم

مثه ما هیشکی تو دنیا
ندیده اینجوری عاشق
تو این دریای طوفانی
سواریم تو دو تا قایق

چرا باید بریم ،من هم
نمی دونم ، گل نازم
دوباره میشه باهم بود
اگه قسمت بشه بازم

ولی هرگز تو از یادم
نمیری،گر چه میمیرم
اگه صدبار بیام دنیا
بازم دستاتو میگیرم

بازم آغوش تو جامه
دو چشمات می کنه مستم
میشم بازم همون آدم
که از سیب تو دل خستم

میشم باز اونی که هستم
کسی که با تو همراهه
کسی که عاشقی کرد و
همینجا آخر راهه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: