بــی انـصـــاف

کدوم جاده کدوم قسمت کدم حرف اشتباهی بود
صدات کردم ولی هربار دلت سرگرم کاری بود
تا فهمیدی دوست دارم ازم چشماتودزدیدی
نفهمیدم کجا میری چه خوابی واسه من دیدی
صدام لرزیدوقتی که توگفتی ازدلم سیری
کجای راهوکج رفتم که داری بی خبر میری
یه عمر عاشقبه تو بودم یه عمردستات تو دستاشه
خیالم پرت رویاها خیالت پرت چشماشه
ازاین دنیابدون تو یجای دیگه ای میرم
تو گفتی ازدلم سیری منم این حس ومیگیرم
صدام لرزیدوقتی که توگفتی ازدلم سیری
کجای راهوکج رفتم که داری بی خبر میری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: