برف سال بعد

چشمای من خاکستری می‌شن / نزدیکه بازم وقت باریدن
چن فصلِ سالُ خوبه ابری شم؟ / چن فصلِ سالُ خوبه برفیدن!؟

اون روزا یادت مونده؟ یادم هست / هر چار فصلِ من طلسمت بود
من ابری و بارونی و سرد و / هر چی زمستونه به اسمت بود

پارو نمی‌شه سقف این خونه / دائم داره سنگین‌ترم می‌شه
تو خیلی چیزا رُ نمی‌دونی / من خیلی چیزا رُ سَرم می‌شه

تکلیفِ آدم برفی معلومه / اون وقتیکه چشمامُ می‌کاری
از شرم دستای تو آب می‌شم / رو گردنم شالت رُ می‌ذاری

آغوش تو یعنی خداحافظ / توو قلب من بهمن به پا کردی
رفتی ولی تو قول دادی که / با برف سال بعد برگردی!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1010
۲۸