احساس تازه

یه صبح دیگه شد خورشید تابید
طراوت رو جهانت سایه انداخت
اگه هربار راهت اشتبا(ه) بود
باید امروز راه تازه ای ساخت

ببین دنیارو آرامش گرفته
سکوت صبح یعنی حکم باتو
یه عمره توو کویرت خونه کردی
همین حالا بهاری کن هواتو

تموم هستیو میشه عوض کرد
یه دنیا پشتته سرسخت باشی
تموم زندگی همدسته با تو
اگه باور کنی خوشبخت باشی

همین صبحی که تاریکی رو پس زد
همین احساس تازه یعنی امّید
همین که باورت باشه خدا هست
باید از نو شرو(ع) کردن نترسید

شاید از خاطرت رفته یه روزی
از آیندت چیو تصویر کردی
واسه تعبیر رؤیاهای دیروز
تا امروزت چقد تغییر کردی؟

اگه اطرافتو دیوار چیدی
یا حتی جاده هم بن بست باشه
یه لحظه فکر کن چی داشت دریا
که صخره با یه موج از هم بپاشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: