آنش بس

مردادِ دستای تو تسکینِ / من هم پر از زخمای سر بازم
چشمات تیری داره از آرش / دنیامو با این تیر می بازم
صد باغ ذرت لای موهاتِ / گندم به زیر پوستت رفته
تو زندگی بخشی همین لبهات / گیلاس می ده هفته به هفته
این گرگِ توو چشماتو رامم کن / می ترسم از خشمی که می گیرن
یکبار رفتی جنگل و حالا / شیرا همه مثل تو را میرن
خنده ت یه آتش بس به بی رحمی / این خنده کار جنگو هم می ساخت
صدام طرحِ خندَتو می دید / یک بمب هم اینجا نمی انداخت
تو بوسه ی بارون و گلبرگی / عطری که بوی زندگی رو داد
تو سیب سرخی ، من پر از کشفم / تو بودنت توو شعر من افتاد
من شاعرِ دربارِ دنیاتم / شب جمعه ی آغوشتو می خوام
خوشحالم از اینکه منو داری / مغرورم از اینکه تورو می خوام

آرش توفیقی " دادا "

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام تصاويرتونو دوس داشتم صد باغ ذرت لای موهاتِ ---ارتباط ذرت با موها رو نفهميدم صدام طرحِ خندَتو می دید / یک بمب هم اینجا نمی انداخت---چه شاعرانگي توش هست؟؟؟صدام مگه خودش بمب انداز بود؟خداييش اقراق تو ترانه هم حدي داره ;)) تو بوسه ی بارون و گلبرگی / عطری که بوی زندگی رو داد----فعل مي دهد ( داد) به نظرم فقط واسه جور شدن قافيه زمانش عوض شد كه خيلي تو چشه تو سیب سرخی ، من پر از کشفم ----سيب سرخ با كشف چه ارتباطي مي تونه داشته باشه؟؟؟اينو هم نتونستم درك كنم ولي بازم ميگم تصاويرت ناب و زيبا بود موفق باشيد @};-
    • به نظرتون بین موی طلایی و ذرت هیچ ارتباطی نیست ؟! ببخشین اسم کسی رو که بمب می نداخت رو بلد نبودم و چون صدام رو می شناختم مجبور شدم اون بنده خدارو بنویسم . دوست عزیز به این توی ادبیات می گن اراده کل به جز یا اراده ی جز به کل برای مثال شما با یک نفر دعوا می کنین دوستانتون بهتون می گن : تو با مردم چیکار داری ؟؟؟ / اونی که نوشتین اقراق نیست اغراق هستش دوست منتقدم در ضمن اندازه ی اغراق توی ادبیات رو شما معین می کنین ؟؟؟ رابطه ی سیب سرخ با کشف : دوست من نیوتون جاذبه ی زمین رو از افتادن سیب کشف کرد ، سیب سرخ ، افتادن و کشف ارتباط ملموسی داره البته اگه مخاطب کمی ذهن آماده ای داشته باشه . ایراد با نقد فرق داره ، هرکسی که ایراد می گیره منتقد نیست ، سواد زیادی لازم داره که امیدوارم با علاقه ای که دارین براش تلاش کنین
      • صد آفرين به جنبه ي نقد پذيريت جزء جزء هستن كه كل ميشن آقاي محترم جنبه ي نقد نداري شعراتو توي دفترت نگه دار چرا مي ذاريشون توي ديد عموم؟ بنده هم يه جزئي از كل برداشتاي خودمو از ترانت اونم مودبانه واست نوشتم شما كه هميشه به پاورقيه شعرت منگنه شده نيستي واسه همه بياي تك تكه كلماته توي شعرتو معني كني.شعرت خودش بايد به اندازه ي كافي گويا باشه بنده مهندس برقم مطمئنا خيلي بهتر از شما رابطه ي نيوتونو بلدم ضعف شماس كه تو شعرت نتونستي مفهومو برسوني حاضرم قسم بوخورم خيلي از دوستان هم مثل من اين ارتباطو كه شما توضيح دادين نگرفتن ولي نمي دونم چرا ننوشتن بازم ميگم بنده منتقد نيستم و سعي مي كنم ديگه پاي كار شما آدماي باسواد نيام :-))
      • نیای لطف بزرگی می کنی ... ممنونم
  • سلام آرش عزیز خیلی خوشحالم میخونم ازت مثل همیشه لذت بردم عزیزم . فقط داداش عنوان ترانتو اشتباه تایپ کردی(آنش بس)نوشتی لایک8 @};-
  • ممنونم - ترانه ای خوندم که بی عیب و نقص بود - پِر از لحظه های شاعرانه با مضمون و پرداحته عالی - با شروع و پایانی درخشان - بی نهایت لذت بردم از این اتفاق بکر
  • بسیار عالی . لایک =D> =D> @};-
  • سلام تصاویر و تعابیر زیبایی داشتی تبریک میگم =D> =D> پسندیدم @};- @};-
  • اولین باره کارتونو میخونم برام جالب بود یه جاهایی هم طنز داشت که ترانه رو خاص کرده @};- @};- یکبار رفتی جنگل و حالا / شیرا همه مثل تو را میرن صدام طرحِ خندَتو می دید / یک بمب هم اینجا نمی انداخت
  • سلام آرش عزیز بعد از مدت ها کار زیبایی رو ازت خوندم صد باغ ذرت لای موهاتِ / گندم به زیر پوستت رفته تو زندگی بخشی همین لبهات / گیلاس می ده هفته به هفته @};- @};- @};- @};-
    • سلام حامد جان مگه تابحال کار نازیبا نوشتم که ؟؟؟ ممنون از حضورت @};-
      • نه سو ء برداشت نشه منظورم اينه كه خيلي وقت بود كه غايب بودي و بعد از مدت ها دوباره يكي از ترانه هاي زيباي تو رو مي خونم ببخشيد به خاطر اينكه منظورم رو خوب نرسوندم @};-
      • سلام..من به شخصه ترانه های نازیبای زیادی رو از نظر ادبی و غیره در میان ترانه های شما دیدم...حتی ترانه هایی از شما که از نظر من یک مقدار در سطح بالاتری نسبت به سایر ترانه های شما قرار دارن باز هم دارای ابیات ضعیف هستند که مولفه ی ادبی ارزشمند و خاصی ندارند....شما با اینکه سعی می کنید از کلمات و ترکیبات نو استفاده کنید اما در واقع اصلا یک اتفاق ادبی نو رو ایجاد نکردید...شاعرانگی...خلاقیت ، تصویرسازی و ایده پردازی مناسب می تونه از مولفه های ترانه ی خوب باشه که من در آثار شما خیلی کم دیدم...و اگر هم هست بنیه ی ضعیفی دارند...امیدوارم موفق باشید... @};-
      • :-? :-? :-? :-?
      • سلام اومدم به صفحه تون " خط ایرانسلت رند نبود " رو بین اشعارتون دیدم :-)) :-)) به نظرم شما وقتی میاین پای ترانه ی آرش توفیقی باید فقط برای یادگیری بیاین نه چیز دیگه ای اما اگه اینطور نیست ضربه ای به من نمی زنه باعث می شه بنویسین خط ایرانسلش رند نبود . یه توصیه دارم براتون : المطالعه المطالعه المطالعه ...
  • سلام آرش توفیقی عزیز خوشحالم از اینکه فرصتی شد بعد از دو سال بیام آکادمی و به عنوان اولین کار ترانه ی تو رو بخونم 1- استفاده از (مرداد) برای اینکه اون حس داغی و گرما رو بده خوب بود اما من انتظار داشتم که بیشتر از ظرفیتش استفاده کنی خودت هم میدونی که برد بیشتری داره 2- (چشمات تیری داره از آرش) این (از) داره حس مالکیت و جزئی از چیزی بودن که از کل جدا میشه رو میرسونه درصورتی که تیر جزء مالکیت وجودی آرش نیست که حالا جدا شدنش خیلی اهمیت داشته باشه و ما رو تحت تاثیر بذاره شاید اگه من بودم بدون در نظر گرفتن وزن اینطوری می نوشتم ( چشمات شبیه تیر آرش بود ) نظر شخصی 3- (صد باغ ذرت لای موهاتِ) اگر چه تشبیه اش رو دوست داشتم اما ما باغ ذرت نداریم زمین ذرت داریم مثل گندم و جو و .... اما ارتباطی ندیدم بین ذرت با مو جز اون ریشه های سر ذرت که امیدوارم اونو وجه شبه نگرفته باشی :-)) اما برعکس استفاده از گیلاس و گندم خیلی درست و خوب بود 4-(خنده ت یه آتش بس به بی رحمی) فعل نداره و فعلهای بعدی هم براش بکار نمیره یعنی حذف قرینه ی معنوی رو نداریم 5- (تو بوسه ی بارون و گلبرگی / عطری که بوی زندگی رو داد) من احساس میکنم به خاطر این اتفاق همیشگی فعل باید (میده ) باشه به جای (داد) اما مجبور شدی به خاطر (افتاد) از (داد ) استفاده کنی و این یعنی اینکه کارت رو چپ به راست نوشتی البته اگر چه ایرادی نداره ولی بهتره که مخاطب این و متوجه نشه 6- (من شاعرِ دربارِ دنیاتم) اگه منظورت اینکه که تو مالک دنیایی به نظرم ضعیف بود 7- (شب جمعه ی آغوشتو می خوام) وجه شبه جمعه و آغوش رو متوجه نشدم یا در واقع این صفت جمعه با تمام خصوصیاتش رو که به آغوش میدی متوجه نشدم جز اینکه منظورت غمگین بودن باشه . که البته آغوش غمگین هم ملموس نیست 8-_(خوشحالم از اینکه منو داری / مغرورم از اینکه تورو می خوام ) پایان بندی بدون هیچ اتفاقی تموم شد و ضربه ی لازم رو نداشت برات آرزوی توفیق دارم جناب توفیقی
    • سلام و ممنون بابت نقد ، بعضی هارو قبول داشتم و بعضی هارو نه ، مثلا اینکه در اکثر مصرع های چهار ضربه وجود داشتو اشاره ای نشد اما منتقد در بند پایانی از نبود ضربه شاکی بود یا مثلا " شب جمعه " ترکیب بود و شبِ جمعه یک تعریف مشخص داره نه غمگین بودن و فلان . در هر صورت ممنون از وقتی که گذاشتین @};-
  • سلام آرش جان كار بسيار زيبايي ازت خوندم لايك تقديمت @};- @};- @};-
  • درود آرش جان ... مث همیشه خاص و دلنشین ... @};- @};- @};- @};- @};- مردادِ دستای تو تسکینِ / من هم پر از زخمای سر بازم چشمات تیری داره از آرش / دنیامو با این تیر می بازم
  • سلام و هزاران درود... عالی بود... احسنت... بهتون تبریک میگم بخاطر تصاویر نابتون... =D> =D> =D>
  • اخ جون پاي كار ارش توفيقي اول شدم چي بهتر از اين؟ @};- @};- @};- بسيار زيبا بوود ارش جان خودتم ميدوني طرفدار پرو پا قرص قلمتم @};- @};- =D> =D> يكبار رفتي جنگلو حالا شيرا همه مثل تو را ميرن =D> =D> =D> براوووووووو لايك اول @};- @};-