خودکشی

اینجا جهنمه
درده و دردو درد
این بغض لعنتی
باهام چیکارا کرد

داغ ِ تنم ولی
سگ لرزه میزنم
یک عمره خسته از
این جسمو این تنم

دورم شلوغه و
غرقم توو بی کسی
به تو نمیرسم
به من نمیرسی

بالا نشستیو
درکم نمیکنی
با ادعا میگی
ترکم نمیکنی

خستم خدا نگا
بغضم نمیشکنه
مردن دیگه فقط
چاره ی این زنه

تو انتخاب بکن
اعدام یا تیغ یا قرص
خستم میخوام برم
چیزی ازم نپرس

بنشینو خوب ببین
مرگو شکستمو
باید نجات بدم
این روح خستمو

آمااده کن برام
آتیشو اومدم
چن لحظه پیش خودم
تیغو روو رگ زدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: