دوسیب(۲)

خیلی دیراومدی سمتم  خیلی دیرسرت به سنگ خورد

دیگه شوق با تو بودن خیلی وقته تو دلم مرد

توی درد و توی غمهام   بیشترین سهم و تو داری

هر کجا یاد تو باشه  از اونجا میشم فراری

من روی گذشته هامون   همه رواسید می پاشم

تو کاری کردی که دیگه   به همه بی اعتماد شم

کاشکی من با چشمای باز  تورو انتخاب میکردم

جای زیبایی ظاهر  رو دلت حساب میکردم

پشیمونی دیگه دیره   احترامی بین ما نیس

شده کار هر شب من   خوابیدن با چشمای خیس

من که اهل دود نبودم   واسه ی همه عجیبه

اینروزها تنها رفیقم   قلیون با طعم دوسیبه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: