اشک شهریار

امشب گمونم ساعت ده برق قطع شد
این خونه بیت الحزنه،من یعقوب کورم
جای تو کوسن بین بازوهام خوابه
ایوب نه،انصافا اما بد صبورم

رفتم یه شمع روشن کنم کبریت گم شد
شومینه روشن بود و نورش قانعم کرد
باور نکن، اما تو پیشم بودی امشب
عطرت منو هر ثانیه دیوونه میکرد

امشب تو رو خواستم که بازم یادم اومد
من چند ساله از رسیدن نا امیدم
یادم نبود امشب سه ساله سوت و کورم
یادم نبود بعد از تو از دنیا بریدم

امشب هوا سرده،منم سرما گرفتم
بارون امشب مثل بغض شهریاره
اونقدر دلش از عالم و آدم گرفته
معلومه تا هفتاد سال میخواد بباره

من تک ستارم رو سه سال پیش،همین وقت
کنج نگاه آسمون تاریک کردم
حالا برو از کهکشونت خوشه بردار
اونقدر مغرورم که پیشت برنگردم

"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: