کابوس

نشستی و نگام کردی برات هر لحظه من مردم

دوباره بغض تو چشمامو بارون میباره نم نم

ببین بیزار بیزارم از این آشفتگی هامون

تموم جون من عشقم فدای خستگی هاتون

همش می نالی از اینکه سیاه بختتو تاره

همیشه آخر جاده یا بن بسته یا دیواره

تو اصلا فکر من بودی ؟ به فکر این دل خسته؟

که با حرفات عمرش رو به پای عشق تو بسته

برو فکر خودت باشو منو تو کوچه ها بگذار

دلت کار خودش رو کرد که حالا رفته پای دار

دارم کابوس میبینم به جای عشق تو هردم

هوای مرگ باهامه دارم اروم میشم کم کم

بشین و هی نگاهم کن برات هر لحظه میمیرم

داره بارون میباره و دارم از پیش تو میرم

همیشه آخر قصه همونی که تو میخوای نیس

دارم جون میدم و میرم با چشمای دمادم خیس

بگو خوبی و ارومی بدون تو مگه میشه؟

تموم ارزوم اینه که قلبت پیش من باشه

بیا بازم کنار من شاید از قبر من پاشم

برم گم شم توی شهرو تو آغوش تو پیدا شم

واسه من عاشقی با تو ته عشقه جنون واره

درخت عمر بی تو عشق فقط یک میوه ی کاله

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: