اراده کن

اراده کن که من میخوام
از این تنهایی راحت شم
اراده کن شاید دیدی
دارم دیوونه تر می شم

اراده کن که قلب من
از این سرما گریزونه
از این تلقین اجباری
از این تصویر وارونه

ارده کن ، دارم اینجا
تووی تنهایی می پوسم
دارم هر لحظه توو رویام
همش لبهاتو می بوسم

ارده کن ، که مرگ من
داره نزدیک تر می شه
داره هر لحظه تصویرت
برام تاریک تر می شه

اراده کن آخه دنیام
به یک تصمیم تو بنده
تمام زندگیم اینجا
فقط محتاج لبخنده

اراده کن ، بخند یکبار
بذار باور کنم هستی
ارده کردی می فهمم
تو هم دل به دلم بستی

ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی