بدون تو . . .

۱۰ روز از سفر مادر عزیزم می گذرد
صدای قدمهایش را تا ملکوت خدا می شنوم
و با تمام وجود بدرقه اش می کنم
و تا ابد برای دیدنش ، چشم به آسمان می دوزم

من و تنهایی خونه
یه خونه سرد و ویرونه
یکی آروم تووی گوشم
داره یک ریز می خونه

می گه رفتی و تنهایی
نشسته رو در و دیوار
دیگه حتی قناری هم
همش دلتنگه و بیمار

صدای پای تو دیگه
توو این خونه نمی پیچه
برای من بدونِ تو
تمام زندگی هیچه

دیگه عیدم بیاد حتی
برای من پُر از درده
روزای خوب این دنیا
بدون تو چقدر سرده

من از امسال هف (ت) سینم
پُر از سین سفر می شه
سفر کردی و بعد از تو
دلِ من در به در می شه

شده آغاز از امروز
شمارش های معکوسم
بدون تو . . . عشقِ من
توو این تنهایی می سوزم
می سوزم می سوزم . . .

ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی