دوره گرد های تهران

میخوام یک چرخی بزنم تو این شهر پر پیچ و خم
تو این شهری که معلوم نی مرده و زنده بودنم
اهالی این شهر من پر از غم و غصه شدن
از دوره گردامون بگیر تا اونا که تلف شدن
کاخ نشینای شهر من مرفع و بی درد و غم
ویراژ میدن با ماشینا بدون هیچ غصه و غم
اینجا مردم بی حوصله تو فکر خرجه خونه اند
پول نداره جلو بچش ناراحت و شرمنده اند
دنیا خراب میشه سرش بچه ای که ساز میزنه
به عشق ی هزار تومن کفشامونه واکس میزنه
ای دوره گرد بزن برام من باتو هم پیاله ام
شبایی ک دلتنگ میشم به این خیابون میزنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: