« جات خالیه »

زُل میـزنم هـر شب، به تخت ِ خالیمون
نــگـاه ِ محـجـوب و گُلای قـالیمــــــون
به قاب ِ عکسی که ، تورو نداره تـوش
بـه یاد حرفایی ، که تــو ندادی گــوش
غـرور تــــو بــازم ، از عشقمون رد شد
چیزی شبیه بغض، توی گلوم سد شد
بـــــــاور نمی کـردم ، راحـت بـری بازم
هم بغض بـارون شه ، صدای هرسازم
پیـراهنت ، عکسـات ، لبخند ِ توو قابت
این باورش سختــه ، اما شـدم خامت
زُل میزنم هرشب ، به سقف این خونه
تاریک و سرده جام ، اما کی میدونه ؟!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: