تو باید پیش من باشی

تو باید پیش من باشی، تو می دونی دلم گیره
زمان من بدون تو یه جور بد هدر می ره
تو باید پیش من باشی واسه تسکین هر دردم
نمی دونی بدون تو چقد بد زندگی کردم

بدون تو زمستونم، داره می لرزه هی دستام
به شومینه امیدی نیس، من آغوش تو رو میخوام
تو باشی حال من خوبه، نبود تو واسم درده
بگو چی تو چشات هس که منو جذب خودش کرده

یه دنیا خاطره از تو ،از اون طرح نگات دارم
چقد خوبه که با چشمات هنوزم ارتباط دارم
یه لحظه دورشی از من، یه قرنو خوب دلتنگم
واسه بودن کنار تو با هر چی باشه می جنگم

بدون تو زمستونم، داره می لرزه هی دستام
به شومینه امیدی نیس، من آغوش تو رو میخوام
تو باشی حال من خوبه، نبود تو واسم درده
بگو چی تو چشات هس که منو جذب خودش کرده

*این روزها درگیر تشویشم—- من از خودم بدجور بیزارم
از روبروم هر کی که رد میشه—حس می کنم خیلی دوسش دارم*

از این نویسنده بیشتر بخوانید: