رهاش کردم

با اینکه عاشقش بودم رهاش کردم با اینکه لایقش بودم رهاش کردم
با اینکه عمر و جوونم بود با اینکه مهربونم بود با اینکه هم زبونم بود رهاش کردم،رهاش کردم
با اینکه عاشق من بود با اینکه هرکس من بو با اینکه پاره ی تن بود ،رهام کرد و رهاش کردم
با اینکه رفت و بی من شد با این چشمام دشمن شد ولی باز از ته قلبم با این چشمام نگاش کردم
با اینکه قلبمو رنجوند صدای خستمو لرزوند ولی باز با صدام هرشب صداش کردم ،صداش کردم
نه چیزی اون به من داد و نه دردی از سرم کم کرد ولی من هرچی که داشتم فداش کردم ، فداش کردم
با اینکه موقع رفتن منو نفرینِ شیطون کرد ولی بازم دعا بر لب نگهدار خداش کردم
نه چیز ی گفت نه حرفی زد نه آبی پشت پایم ریخت / ولی من جای یک کاسه یه دریا اشک به پاش کردم
با اینکه سخت بود واسم جدائش از دل و جوونم ولی چون اینو اون میخواست جداش کردم،جداش کردم
توو قلبش فک میکرد نفرین من از قلبم بهش میگم ولی سوگند که هر لحظه فقط از دل دعاش کردم
با اینکه عاشقش بودم رهاش کردم با اینکه لایقش بودم رهاش کردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: