دعوت(ادم و حوا)

منو دعوت بکن امروز
به راه رفتن زیر بارون
به راه رفتن به سمت عشق
اگه حتی شکست پامون
منو دعوت بکن امروز
به یک فرصت که تو میدی
منو تحلیل بکن تا من
بدونم چی ازم دیدی
منو دعوت بکن امشب
به رویاهای رنگینت
یه مرهم شو واسه دردم
بریزم اشک روبالینت
دلم میخواد من ازسمتت
به یک بوسه بشم دعوت
به جون تو که این بوسه
فقط عشقه نه از شهوت

منو دعوت بکن امشب
به گوش دادن به یک اهنگ
یکم دیرتر میام پیشت
یکم بیشتر بشی دلتنگ
منو دعوت بکن امروز
به یک فنجون نسکافه
یه جایی که هوا برفیست
با اینکه اسمون صافه
منو دعوت بکن امشب
به صرف شام به صرف حرف
تو جایی که پر از برفه
بسازیم ادمی از برف
عجب حال قشنگیه
با تو بودن تو این هوا
به خوشبختی شدیم دعوت
منو تو 'ادم و حوا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: