ساده نبود

واسم ساده نبود ازت جدا شم
تو چشمای تو موندن آرزوم بود
میخواستم با تو آرامش بگیرم
خیال تو تموم آبروم بود
یه کاری کردی با قلبی که با تو
یه دنیایی به رنگ بوسه میخواست
تماشا کن تو حالا این غروبُ
همین احساس تلخی رو که اینجاست
واسم ساده نبود وقتی میدیدم
تو قلبت دیگه هیچ جایی ندارم
من این تصمیمُ آسون نگرفتم
با این که دارم از غم کم میارم
اگه تقدیرمون این بود که با هم
نتونیم سقفی از رویا بسازیم
شاید تو قصه ای از رنگ فردا
بازم عاشق بشیمُ دل ببازیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

604
۷