من بریدم ، دل کشیدم

پا شو از خواب مذّلت ، دلمُ دیوونه کــردی
تویِ بسترِ فریبت ، واقعاً تو خیلی سردی
***
چرا می لرزی ازترست ، چرا موهاتُ نبســــتی
تا کجا حجب و حیا رو، تو غرورِ دل شکستی
***
با همین سکوتِ تنهات ، کشیدی طــــــــــنابِ دارم
جسم من سر به هوا رفت ، در فضا چرخیده بارم
***
مگه تو آدم ندیدی ، یا یه عشقی در ســــرت بود
یا سر کوچه ی قلبت ، پر از درد و آتش و دود
***
دل کشیدم ، من بریدم ، دیگه فریادی نمـونده
دورِ ذوقِ خاطراتت ، دلم عکساتُ سوزونده
***
نه تو خواب و نه بیداری ، دلِ من پیشت نمیــاد
کنسلش کن اون بلیطت ، تو نیا پیشم نمیخواد
***
با تو قهرم تا همیشه ، فرصتِ طلایی رفـته
باختی در بازیِ دل ، باز گشتم خیلی سخته
***
تو بمون قطره ی بارون ، در سقوطِ آبشـــارت
ذوب میشی در طبیعت ، مُردی در فصلِ بهارت
***
جاسم ثعلبی ( حسّانی) ۱۴/۰۸/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: