فال شبم

فال شبم دیر اومدی می گفت ، خسته شدی تو کوچه ولگردی
خط زدم اسمت از دلم دیروز ، باور نمی کردم تو برگردی
***
بی خبر مهمونم شدی انگار ، قسم نخور به جون دل پیچم
زخم دلم تو رو به خون بارید ، وعده نده هنوزه سرگیجم
***
حرمت عشقت در دلم بیدار ، قدر ضیافت ها رو می دونه
عهد و شکستی با من و دنیا ، یادت نره این دل مسلمونه
***
مشتاقتم کی می رسه دیدار ، عطر نگاهت در فضا پیچید
یه مرغ تک پا و دیارت دور ، کی می رسی ستاره هام تابید
***
قطره شدم در رخ این مهتاب ، اشک طلا باریده در جونم
خدا خدا دلِ من و دریاب ، نماز شب تا سحر می خونم
***
می میرم از درد و عذاب تو ، می ترسم از حرفای تکراری
دلت اگر صدق و حیایی داشت ، ای گل ثعلب خودت مختاری
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۲۲/۱۰/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: