آرامش بی حاصل!

خاکسترم کن تا هوا بارون نداره
امشب که رد شه خود به خود پوسیده میشم
اصلا نمی فهمم چرا شیرینه واست
این صحنه که من از خودم پاشیده می شم
اونقدر پر و بالم رو با حرفات شکستی
حالم به حسی مثل درد محدود میشه
هستی ببینی اون که واست حرف میخورد
حالا با هر حرفت یه بار نابود میشه؟
میبینمت اینبار تبر دستت گرفتی
بشکن برو، عقلت رو دست عشق نسپار
من با شکستن آبروم از بین نمیره
بشکن،فقط آروم بزن،حرمت نگه دار
تو طالع اردیبهشتی عشق یعنی
دستاشو ول کن تا تو آغوشش بگیری
دستاتو ول کردم ولی از بخت شومم
رفتی که رنگ شب رو از ماهش بگیری
وقتی دلت نیست باشی ،رفتن به صلاحه
آرامشی از موندنت حاصل نمیشه
کلی قسم،آیه… تمومش بی نتیجه
رفتی و روی عشق ازم پوشیده میشه
"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: