توقع

ســر ِ بود و نـــبود تو ، تــُو رؤیاهـــام هــم جنگه
دلــم از یک طرف خونه ، دلــم از یک طرف تنگه

دلـــم میــــگیره از حالــی که بــی تو دارم از دوری
یه وقتــــایی باید دل کـند ، یه وقتــایی رو مجبوری

نه میخام فکــر من باشی ، نه فکـرت از سرم میره
چرا ویرونی ِ مــن رو ، چشات گردن نمی گیره ؟!

نه میشه باشی ، نه هستی ، نباید هــم جـز این باشه
توقــــع هـــــم ندارم کـــه مــــث تو دیگــــه پیـدا شه

نه مـــیشه بی خیالت شم ، خیالـــــی رو که دزدیدی
شکسته های قلـــبی رو که بُردی داری پـس میدی؟!

نه از یاد بردنـــت سخته ! نه یادت موندن آسونه !!
میــــدونم که بخــامم – نه – دلـــم هرگــــز نمی تونه

هم از دلبستگــــیم شادم ؛ هم از وابستگــیم خسته م
میـــدونم عاشقـــــت هرگـــز ، نباید باشـــم و هستم

بذار با بغــــض و تنهایی بدونت عمـــر من سر شه
به اینم میشه عادت کرد ، از اینم میـشه بدتر شه ؟!

1082
۳۰

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون