رفتی و…

پژمردم از تکرار این روزای خالی
یادت هنوزم روی قلبم سایه بونه
سرگرمی من شده بازی با ترانه
خنده ی تو تا مرگ؛یاد من میمونه

بی حد و حصرِه؛غربتِ فریادِ این عشق
دلگیره اندوهِ وجودم واسه فردا
یادش بخیر؛تو قلب من بودی یه روزی
هر شبی که تو بودی میشد؛شب یلدا

گفتم اگر ترکم کنی بیچاره میشم
گفتم نمیتونم بدون تو بمونم
رفتی و تنهایی رو با من آشتی دادی
رفتی و بی ستاره کردی آسمونم

این روزا احساس نبودن داره قلبم
زیبا ترین گل پیش چشمم خار هرزه
یک لحظه که از خاطرم رد میشی؛میری
نبض صدا و دست و پای من میلرزه

آزادی دیگه واسه من معنا نداره
بی تو که باشم زندونم تموم دنیاست
کاشکی می فهمیدی از اون روزی که رفتی
یک عاشق دیوونه توو این شهر تنهاست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: