تنهایی و تو و من..

از ابتدا تا انتهای زمین
پیراهنای مشکی مرد و زن
زندگی و خونه و سقفی کوتاه
تنهایی و تو و تو و من و من

تنهایی و منو تویی که نیستی
کنار هم نشستیم دور یک میز
اگه برات زحمتی نیس عزیزم
یه کم شکر تو قهوه ی من بریز

راستی نگفتی با چه نیتی تو
بدون دعوت اومدی به خونه م ؟!
خودم می دونم واسه بی تو بودن
آره جونم! هنوز خیلی جوونم

"تنهایی " رو یه تخت بی تو و من
خوابیده تو اتاق پشت لابی
هنوز زمستونه تو هم گل من!
بیرون از آغوش خودت نخوابی!!

دنیای تاریک منو دوباره
با شمعی که آوردی روشنش کن
"تنهایی" از سردی من کلافه ست
آغوش گرمت و بیار تنش کن

با چشم بسته هم میشه گریه کرد
اگه دریغ کنی تو خنده هات ُ !!
یه آخر هفته که اینجا هستی
گریه نکن تا بشنوم صدات ُ

تنهایی و تنهایی و تنهایی
تنهایی و هزار و یک بهونه
یه چیز میگم اما دلت نگیره
بدجور دلم تنگه برای خونه

صدای جغد شوم و وحشت شب
طاقت گریه هات و من ندارم
سخته ندیدنت ولی عزیزم
می خوام دیگه نیای سر مزارم…

از ابتدا تا انتهای زمین
پیراهنای مشکی مرد و زن
زندگی و خونه و سقفی کوتاه
تنهایی و تو و تو و من و من..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: