شب یلدایی به قدر یک عمر…

شب یلدامو موندنی کردی
موندی تر از تمام شبهام
شب یلدایی به قدر تاریخ
به بلندای تمام دنیام

یادم اون شب سرد یلدا
از همون شبا که نمیدونی
حس سردیش غم پاییزی بود
یا که بی تابیه زمستونی

گم شدی توی خیسی جاده
جای پاهات که روی برفا موند
سردی رفتن تو داغی شد
به دلم موند و سینمو سوزوند

رفتی تا امشب و تنها با شم
نمیدونستی این شب یلدا
میشه یک شب به قدر کل عمر
شب یلدایی بدون فردا

بعد اون شب تمام این شبهام
تا سحر راه درازی دارن
اونقدر سرد میگذرن که یه عمر
شب یلدارو هدیه میارن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوست داشتم ترانه ای شاد تر به مناسبت شب یلدا مینوشتم اما خاطرات قلمم رو به ساز خودش رقصوند امیدوارم ببخشید اگر غمی در ترانه بود
یلدا رو به همتون شادباش میگم همیشه شادیها و تقویم عمرتان یلدایی

سعدی :
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را

از این نویسنده بیشتر بخوانید: