تیکه

هی تیکه میندازی میرم
ازچی منومی ترسونی
کاش بدونی با تیکه هات
دلم و کجا می رسونی

خب برو احساسم گرو
حیرون می مونم چشم به رات
ولی اینم خوب میدونم
خیلی خستم از تیکه هات

تنها می مونم باغمت
خستگی هاتم جابذار
برای این چشمای تر
خاطره هاتم جا بذار

برو منم پشت سرت
کنارمی یام باطعنه ها
جواب مردم ومیدم
می مونم و آرزوها

میگم برو ولی دلم
عادت کرده به بودنات
هنوز نرفتی دل من
لک زده واسه تیکه هات

دلم واست شور میزنه
تو آرزوت بوده بری
چشمای مرطوب منم
خوب می دونست مسافری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: