تو که اومدی…

توی یخ بستگی ستاره ها
توی دل مردگی ترانه ها
میون گلهای پژمرده و خشک
توی ترس و وحشت شبانه ها

میون روزای تاریک وسیاه
لابلای مردن آرامش
همیشه منتظر کسی بودم
که بگم مثل خدا میخوامش

تا یه روز تو اومدی بی ادعا
که رو تاریکی شب خط بکشی
توی رویاهای من پا بذاری
توی آسمون من قد بکشی

تو که اومدی آسمون آبی شد
جوون شد ترانم از احوال تو
تو رو از دل آسمون یافتم
هنوز ماه می گرده دنبال تو

کنار صدات خاک میشه غمم
کنارت تموم جهان رنگیه
ولی وقتی حتی یه لحظه بری
تموم جهان یأس و دل تنگیه

همیشه بمون ای نگهدار من
واسم لیلی شو تا که مجنون بشم
واسم قانون عاشقی رو بگو
تا که پایبند یه قانون بشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: