عاشق نشو…

چشمامو باز میکنم
تویه چشام زل زدی
به قلب من راه نبود
ولی برام پل زدی
میترسم از نگاه تو
همش نگام میکنی
یه جورایی با دو چشات
داری صدام میکنی
تویه نگات برقی هست
که آشناس برای من
وقتی صدام میزنی
میلرزه دست و پای من
نگو که عاشقی نگو
آخر این راه حسرته
اول راه عاشقی
آخر راه نفرته
*تو از مسیر عاشقی
به چاه سقوط میکنی
چرا نگاه میکنی
چرا سکوت میکنی*
به من نگاه کن ببین
یه عمریه که باختم
دلم دیگه جا نداره
برایه تکرار یه غم
سقوط میکنی بترس
به عشق اعتماد نیست
تو شادیات یارته
تو غصه ها باهات نیست
من یه نماد از غصه ام
که عشق ساخته از یه مرد
دوس ندارم سرت بیاد
کاری که عشق باهام کرد
فقط برو, دور شو, نمون
تا وقت هست دل بکن
اینجوری غصه دار نشو
ازم نترس منو بزن
*تو از مسیر عاشقی
به چاه سقوط میکنی
چرا نگاه میکنی؟
چرا سکوت میکنی؟*

از این نویسنده بیشتر بخوانید: