همنفس

توی سکوت زندگی دور از همه ترانه ها
راوی عشق من تویی ای رسته از بهانه ها

بیا سکوتو بشکن تو ای همیشه هم نفس
بزن به ساز زندگی دلو رها کن از قفس

خوب میدونی که زندگی خودش یه جور معماست
کلیدشم که عشقه تو قلبای ما دوتاست

منو رها کن از غم تو این سرای هستی
رها کن از خستگی ببر به اوج مستی

تقدیر ناب من شو شیرینتر از مهنا
بده به دست من تو کلید این معما

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

486
۵

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com
  • سلام جناب كزازي خوندم ترانتونو @};- با احساس بود @};-
  • منم با آقای زهره وندی موافقم ، فضای ترانه یک مقدار سنگین بود پیروز باشید .
  • خوب بود موفق باشی
  • دوست عزیز سعی کن زبانت رو امروزی تر کنی
  • :-)

دیدگاهها بسته هستند.