فقط نگاه کن …….. همین

تمام خاطرات را ………. به جرم دیدنت ببین
چگونه زخم می خورم ……فقط نگاه کن همین
فقط نگاه کن که من……… به جرم دلسپردگی
نهایتم رسید تا ………. طناب ِ دار ِ زندگی
به قصد مرگ ِ آرزو……..گذشتم از حقیقتی
که شد همه نصیب من ……… کنایه های لعنتی
سراب بود و سایه ای …….. که بر سرم سیاه شد
فقط نگاه کن ببین……. که عشق من تباه شد
من از تبار بی کسی ……. عبور را نشانه ام
بیا ببین برای تو ……….. هنوز کنج خانه ام
هنوز ناله میزنم ……….. برای بازگشتنت
برای لمس خاطره…….. حس دوباره ی تنت
هنوز گریه می کنم……. برای شانه های تو
اگر گناه می کنم…….. تو از کنار من نرو
اگر چه بی نتیجه شد….. تمام بی قراری ام
هنوز جرم من توئی …. که از همه فراری ام
گذشتم از نبودنت …… همیشه مهربان من
بخوان به نام زندگی…. تمام داستان من

از این نویسنده بیشتر بخوانید: