کوچه های خاکی!

تو مثه یاس سپیدی
مثه گل،که توی باغچه س
تو پُر عشقی و احساس
قاب عکست توی طاقچه س
تن من زخمی و خسته
تو سکوت بی کسی ها
تن تو مثه یه رویا
تو زوال اطلسی ها
تو گذشتی و گذشتم
از تموم دلخوشی هام
ولی افسوس نتونستم
برسم به آرزوهام
اتاقم خالی وسرده
خونمون چه سوت کوره
کوچه های خاکی ما
خیلی وقته بی عبوره
پُرم از حرف نگفته
ای عزیز ای نانوشته
کوچه های خاکی ما
ردپای سرنوشته !!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: