***خیالاتی شدم***

بازم خیالاتی شدم
انگار یکی پیش منه
می گیره دستامو ولی
این جسمو آتیش می زنه

باز اتفاقی رد شدم
از کوچه هایی که یه روز
فرش قدم های تو بود
اما توو این ذهنه هنوز

تصویر لبخندای تو
وقتی زمین خوردم رو برف
هرکاری کردم خنده هات
از ذهن داغونم نَرَف

حتی نفس های تو رو
وقتی می خوابیدی رو تخت
بعضی شبا حس می کنم
توو این شبای خیلی سخت

انگار خیالاتی شدم
حس می کنم پیش منی
می گیری دستامو ولی
این جسمو آتیش می زنی
*********
سلام دوستان عزیز
هر بند با بند قبل خودش خونده میشه
و یه حالت سریالی زنجیره ای داره
با تشکر سعید سروی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: