آخرین پل

یه جا خوندم که یه به اصطلاح مرد نامزدشو جا میذاره و با همکلاسی نامزدش ……
و من این ترانه رو از زبان دختری گفتم که احساساتش لگد مال شد….
*********************
نشستم یه جا کنج نمدار شهر
خودم رو دارم زیر و رو میکنم
کجا کم گذاشتم توو این عاشقی
تو رو با نگام روبرو میکنم
***
واست این مسیرو ورق میزنم
یه ابهام روشن توو این ماجرا ست
چه بد شد سرانجام رویای من
به پای تو که ذاتت هم ادعاست
***
هنوز عطر موهام تو دستای توست
شدی همنفس با رقیب حسود
کسی بهتر از سمبل هرزگی
سزای تو نامرد هرزه نبود
***
روی سادگیهای من پل زدی
رسیدی به بیراهه های هوس
تو با خاطرات قشنگ خودم
واسم کرده ای شهرمونو قفس
***
توو تکرار این هق هق بیدرنگ
دارم هی خدا رو صدا میکنم
چه دلگیره پایان این ماجرا
دارم عکسامونو جدا میکنم
***
لیاقت میخواس اینهمه عاشقی
پشیمونم ار اینهمه سادگی
تو که پا گذاشتی رو احساس من
الهی بشه سهمت آوارگی
***
چقد راحت از روی احساس پاک
گذر میکنی و میری سرسری
یقین دارم از آخرین پل* دیگه
نمیشه به این راحتی بگذری
————————————-
* اشاره به پل صراط

از این نویسنده بیشتر بخوانید: