سراب

این ترانه رو محرم ۸۹ نوشتم . امیدوارم از خوندنش لذت ببرید

نگاه کن نیزه ها رنگ سرابن

تمام خنجرا امروز خوابن

سکوت دشت فریاد زمینه

الهی چشم ماه اشکی نبینه

تمام تشنه ها سیرابن اینجا

لالا لا لا همه میخوابن اینجا

لالا لا لا عطش رنگ سرابه

تمام کوزه ها لبریزه آبه

تو دستای عمو یک مشک نوره

ببین دشمن هنوز ازماه دوره

اگه که تشنه ای آب و صدا کن

توو دریای دل بابا شنا کن

عمو برگشته دریارو سروده

تمام ماجرا یک قصه بوده

بازم بابا به خنده دل سپرده

به پهلوی علی نیزه نخورده

نگو خوابم.. نگو بازم سرابه

لالا لا لا علی باید بخوابه

لالا لا لا تو خیمه عطر سیبه

لالا لا لا چقد خوابم عجیبه!

سعید سلطانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: