جدا که میشم از چشمات

جدا که میشم از چشمات
ببین هر لحظه غمگینم
یه دنیا حسِ تنهایی
تو این ویرونه می بینم

همین دیروز دستاتو
گرفتم توی آغوشم
که حتی تا همین حالا
صدات پیچیده تو گوشم

تو که می گفتی خودخواهم
تو که می گفتی از سنگم
کجایی تا ببینی من
برات بدجوری دلتنگم

جدا که میشم از چشمات
پر از احساسِ تشویشم
بگو کی فکرشو می کرد
که انقدر عاشقت میشم

من آغوش تو رو می خوام
که اشکامو بپوشونه
هجوم آورده رو قلبم
در و دیوار این خونه

دیگه از هرچی این دنیا
بجز تو داره بیزارم
برام بسه از این رویا
همین قدر که دوست دارم

Mohammad374sh@yahoo.com

از این نویسنده بیشتر بخوانید: