" دیگه بر نمی گردی"

با سلام این ترانه رو تقدیم می کنم به هم ترانه خودم هر چند خیلی دیر
واسه کسی گفتم که روزای خوبی تو نت ما باهم سپری کردیم و لی الان دیگه بین ما نیس
تو خرداد ماه توی یه تصادف وحشتناک از بین ما رفت ،البته همون خرداد با همون حالم این ترانه رو واسش نوشتم
امیدوارم این ترانه مرهمی بر زخمای خانواده محترم امیر اسداللهی باشه
خدا رحمت کنه هم امیر عزیز رو هم پدرش و برادرش و دامادشون رو

موفق باشید

دیگه بر نمی گردی
تموم شهر خاموشه
تو نیستی که ببینی
واست شهر مشکی پوشه

راحت چشاتو بستی
نمیخواستی بمونی
نمیخوام قبول کنم
تو شدی آسمونی
——————————————————-
چشای ترم اینجا، هنوزم چش به راته
آخه باور نکرده،فقط تو رو میخواسته
—————————————————-
باورم نمیشه که
تو دیگه اینجا نیستی
کفن رو روت کشیدن
تو از کنارم رفتی

حالا تمومِ روزام
پر از دلواپسیه
سیلی زده روزگار
این اوجِ بی کسیه

دیگه پیشم نیستی
چه حس بدی دارم
از این دنیای بی تو
تا چه حدی بیزارم
——————————————————-
چشای ترم اینجا، هنوزم چش به راته
آخه باور نکرده،فقط تو رو میخواسته

موفق باشید

از این نویسنده بیشتر بخوانید: