حلقه های بی اراده

حلقه های بی اراده توی دستای من و تو

یه بارم بدون حلقه تو بیا و یار من شو

چرا از روزای اول پا رو سنت ها نذاشتیم

اما صد حیف که چه ساده رو دلامون پا گذاشتیم

چرا یه بار نه نگفتیم به یه مشت باور کهنه

عقل و منطق یادمون رفت، گفتیم سنت ها چی گفته

نسل امروز و جدیدیم

اما درگیر خرافه

دو تا بچه شیر خسته

با اداهای زرافه

اشتباهای من و تو اعتماد به همه کس بود

پشت اون عقیده رفتیم که قواعد کرکس بود

چه ساده دست من وتو یدفه از هم بریدن

سردی باد هوس رو منگوله دار بی هم چشیدن

آخرش دست غریبه سیبو از دست تو دزدید

بیچاره ساده دلامون که ندیده ها رو فهمید

خم شدیم واسه تواضع

خیال کردن که شکستیم

با همون عقاید کج

القا کردن که پلشتیم

!!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: