بعد رفتن تو …

بعد رفتن تو غریبه ای برام نخوند
هیچ کسی از دلم نگفت ، هیچ کسی عاشقم نموند
بعد رفتن تو مسافرا نیومدند
هرکی که چشم به راه بود تو جاده منتظر نموند
بعد رفتن تو شعرامو از بر می خونم
خط به خط نامه های آخرو من می دونم
تو کوچه ای که عابرش شاعر شعرای تویه
اون می دونه که گریه هات همدم شبهای تویه
بعد رفتنت دیگه ثانیه ها عوض شدند
دقیقه ها و لحظه ها با هم کنار نیومدند
دفتر خاطرات من برگه هاشم کهنه شده
این تن رنجور و غمین دوباره دل مرده شده
بعد رفتنت غبار پیری رو چه زود دیدم
از آشناو غریبه چه تهمت هایی شنیدم
ذهن من کلافه و درگیر یک دقدقه ی
توی یک بیراهه مونده خالی از هر گِلِه ی
گله و شکایتهامم رنگ و بویی نداره
اون می خواد رو قلب من تیغه ی خنجر بذاره
تو خیالِ رفتنت دچار یک دلهره ام
زهر تب آلودی دارم شبیه جسم مرده ام

ترانه سرا : اسمر شجاعان

از این نویسنده بیشتر بخوانید: