پاییز امسال

نبودت توُ پاییزِ امسالِ من
مثه سنگ ریزه توُ کفشم شده
همیشه بیادم میاره تو رو
بهش فکر نکردم ولی بیخوده

مریضم یا توُ فکرتم این روزا؟
کمی عشق و سردرد قاطی شدن
سکوتم رو بشکن به هر قیمتی
فقط سازِ ناکوک واسم نزن

چقد خون رو برگایِ پاییزیه
کسی رو بجای خودم می کُشم
به این فصل عادت نکردم هنوز
پایِ گریه هامو وسط می کِشم

کنارم پُر از جایِ خالی شده
داره می ره از یادِ من خنده هات
می خوام حس کنم شونَتو زیرِ چتر
توُ بارون دلم تنگ تر شد برات

مثه لامپِ خاموش سردم،ولی
به برگشتنِ تو دلم روشنه
من و تو با هم دل به دریا زدیم
رو ساحل فقط جایِ پایِ منه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: