مثل کابوس

رو گلای سرخ قالی دس بکش
بعد رفتن تو پژمرده شدن
بلبلای قاب عکستو ببین
انگاری بد جوری افسرده شدن
چشای عروسک توی اتاق
خیره به عقربه های ساعته
ماهی کوچیک توی تنگ آب
انگاری چند روزیه بی طاقته
گلای سرخ تو باغچه این روزا
دیگه از عاشقی بویی ندارن
این شبا ستاره های آسمون
دیگه تاریکن وسویی ندارن
آینه ی تو تاقچمون چن روزیه
پر گردِ روزگار دوریه
کسب وکار دل بی قرار من
این روزا صبوریه صبوریه
این روزا پنجره چشای من
خیس از بارون اشکای توئه
تو مسیر خاطرات هر شبم
جای خالی نفسهای توئه
این روزا ترانه های عاشقی
واسه من دیگه شنیدن نداره
بهترین روز وشبای زندگی
مث کابوسه ودیدن نداره
کاشکی پایان شبای تار من
با طلوع چشم تو سربرسه
قصه ی شبای انتظار من
با حضور تو به آخر برسه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: