زیر و رو

نمیخای دیگه باشم تو نگاهت
اینو از طرز نگات میشه فهمید
همون بلا اومد سر دلم که
تو این روزا خیلی ازش میترسید

مگه میشه که من بی گناهو
فقط محکوم تنهایی بدونی
که از چشمات تبعیدم کنی به
یه جای پرت و بی نامو نشونی

دارم یخ میزنم تو این زمستون
چطور میتونی انقدر سرد باشی
دارم شک میکنم کم کم به این که
تو اون که عاشقم میکرد باشی

تمومه زندگی مو زیرو رو کن
بفهمی زیرو روی زندگی می
بفهمی سخته نادیده ت بگیرم
همیشه روبه روی زندگی می!

عذابم میده این بغض گلوگیر
نمی تونم بزارم که بباره
بیا یک لحظه جای من بشین تا
بفهمی مرد بودن درد داره

دارم یخ میزنم تو این زمستون
چطور میتونی انقدر سرد باشی
دارم شک میکنم کم کم به این که
تو اون که عاشقم میکرد باشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: