باکی رو هم دیگه ریختی

مدتی میشه که دیگه پاک شدم از روزگارت
دردات ارزونی من شد سهم من شد خاطراتت

خونه خاموشه چراغاش آینمونم خاک گرفته
گرچه عمریه بریدی عشقت از یادم نرفته

با تو هرکاری که کردم غیرخوبی بد نکردم
پاگذاشتی روی دردام جلو پاتو سد نکردم

باکی رو هم دیگه ریختی که منو به هم بریزی
کاش میدونستی هنوزم توی خاطرم عزیزی

کاشکی قول نداده بودی که به پای من میسوزی
وقتی میبینم چشاتو به غریبه ها میدوزی

به خدایی که هنوز از دور دورا هوامو داره
اونکه گفته پات میسوزه یه روزی قالت میزاره

سامان جاویدان
۸ اردیبهشت ۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: