تو نباشی نمی میرم

یادته که گفته بودم
تو نباشی من می میرم
حتی از ستاره ها هم
سراغ تو رو می گیرم

یادته همیشه خواستم
تو کنار من بمونی
التماست کرده بودم
منو از خودت نرونی

ولی ثابت کردی عشقم !
تو برام غریبه هستی
تو مثل یه قفل محکم
همه ی درارو بستی

دیگه راهی بین ما نیست
راه ما از هم جدا شد
تو گناهت شد خیانت
تنها شاهدم خدا شد

به خیالت خیلی راحت
به ته جاده رسیدی
ولی شب بود و تو
انگار سختی راه و ندیدی

حالا حالتو میدونم
چونکه تنهایی و خسته
همه ی درهای غربت
رو به چشمات شده بسته

دیگه هیچ راهی نداری
سهمت از رفتن همینه
مثل حوا که جریمش
زندگی روی زمینه

حالا هیچ وقتم نباشی
از غم تو نمی میرم
حیف اون ستاره ای که
سراغ تو رو بگیرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی