ϟ◆ عبور ◆ϟ

رد میشم از پیشِ نگات
امّا نمیشناسی منو
حق داری پیرم کرده این
شب گریه هایِ بعدِ تو

عطرت هنوزم آشناس
لحن صدات تو گوشمه
داری تظاهر میکنی
واست قیافم مبهمه

سهم من این سردی نبود
رد میشم و می ایستم
باید بهت ثابت کنم
من یه غریبه نیستم

خیره نگــــــات میکنم
غرق دو چشمِ دیگه ای
دست کسی تو دستته
آهستــــــه لبخند میزنی

تو هاله ای از اشکُ غم
بازم غرورم میشکنه
انگار هوا کم میشه و
بی پرده بارون میزنه

چشمامو میبندم با درد
رد میشم از این صحنه ها
باید دیگه باور کنم
هیچی نمونده بینِ ما….

" مریم جعفرزاده"

_____________________

سلام مجدد به همه ی دوستای عزیزم
خوشحالم که دوباره فرصتی شد تا به بهونه ای در جمعتون باشم
از عزیزانی که جویای حالم بودن و به فکرم ؛ بی نهایت ممنونم .امیدوارم لایق این همه محبتتون باشم :)
مطمئن باشین به یادتون بودم ….

خورشید احساستون همیشه تابان

+ این ترانه با همه ی کاستی هاش تنها بهونه برای بازگشت از فراموشی بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: