میدونم فاصله طاقت نداره

حالا پاییزه دلم که پیر شده
نگو دیره دل تو که سیر شده
فرصت زندگی با تو واسه من
مثله پرواز یه بازه عاشقه
منو میبری به اوج قصه ها
اونجا که رویایه مرد عاشقه
آخه مردام دل رویایی دارن
دلی که منتظره یه عاشقه
مثل تو که تشنه ی شقایقی
مست و دیونه ی هر دقایقی
وقتی مهتاب که میاد تو آسمون
دلشونو پیش اون جا میذارن
اوج فکر لحظه ی دیدن تو
اوج لحظه ی سکوت مبهمه
انگاری که دور شدم من از خودم
دل من دیگه صبوری نداره
کاش تو هم که دور بشی مثل منو
می بینی زمستونم کم میاره
میدونم یه روز میبینمت تورو
اگه خونه واسه من جا بذاره
آخه عطرت بپیچه توی خونه
خونه با خودش یه دنیایی داره
وقتی که خونه مثه زمستونه
تو رو آغوش میگیره میسوزونه
میدونم فاصله طاقت نداره
مثله من تنگ شده کم میاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: