بیخودی…

بیخودی عاشق همدیگه شدیم
الکی از عشق هم تب کردیم
می دونستیم دروغه حسّمون
ولی باز برای هم صب(ر) کردیم

یه دو روزی همه فکر و ذکرمون
نقشه ی قرار فردامون بود
وقتی بینمون یکم بد میشد
دلمون یه هفته ای داغون بود

پشت عینکای دودی رفتیم
که کسی نفهمه تا چه حد بدیم
واسه ی همدیگه غیرتی شدیم
خیلی از رفاقتا رو خط زدیم…

حالا چی شده که با هم سردیم؟
اینجوری بدون هم بی دردیم
مایی که به عشق هم می مُردیم
دنبال یکی دیگه می گردیم

چرا قید عشقمونو می زنی؟
تو خیال کی بجز من غرقی؟
چرا حالا که تو رو می بینم
با همه دیگه نداری فرقی…؟

حالا که رابطمون سرد شده
تو مسیر آدما می شینم
می خوام عاشق بشم امّا سخته!
همشونو به یه چش(م) می بینم

دیگه هیچکی واسه من رویا نیس
دیگه هیچکی واسه تو، من نشده
آخه تکلیف من و تو قطعاً
واسه هیچکدوم روشن نشده…!

دیگه نه من واسه تو می میرم
نه تو عکسمو بغل می گیری
نه من از مسیر تو رد میشم
نه تو راهو اشتباهی میری…

بیخودی عاشق همدیگه شدیم
الکی از عشق هم تب کردیم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای صلاحی ترانه ی دلنشینی ازتون خوندم. فقط دربند سوم تناقض وجود داره شما در چند بند ابتدا دارید از گذشته ی عاشقانه ی اون زوج صحبت می کنید اما بند سوم این حرف متضادی میزنه! لطفا اصلاحش بفرمایید. :-) رای تقـــدیـــمـــتان @};- @};- ((سعـــادت نصیـــبتان))
    • سلام خانم غفویان عزیز خیلی ممنون از حضور و نظرتون @};- راستش نه، تو همون بندهای اوّل هم حرف از یه عشق دروغی زدم: بیخودی... ، میدونستیم دروغه حسمون... سپاس بسیار/ :) همچنین @};- @};- @};-
  • سلام آريا جان ترانه خوبي و زيبا يي بود مرسي داداش
  • حالا که رابطمون سرد شده تو مسیر آدما می شینم می خوام عاشق بشم امّا سخته! همشونو به یه چش(م) می بینم @};- =D> =D> =D> زیبا بود و با کنایه های خوب =D> @};-
  • سلام آریا جان زیبا بود
  • =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- اولش رو قوی شروع کردید بعد رفته رفته از زیباییکار کم شد
  • سلام آریا جون کار زیبایی بود...آفرین... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • رسالتت یادت نره داداش . ، بهترین ارسال این لیست بود اما انتظارم بسیار بیشتر بود ، تو دو سه بند اول به شدت احساستو دم دستی و اماتور بروز دادی و هر چند جاهایی خودت شدی ولی راضی کننده نبود
    • البته نظرمو تکمیل کنم ، مثلا بند دوم یه دو روزی ... کلا اینجوری به کار میره ، یه دو سه روزی ، و اوردن یه و دو به تنهایی معنی اصلی رو سلب میکنه .! یا بند اول گفتی میدونستیم دروغه حسمون و بند سوم از غیرتی شدن واسه هم گفتی که با هم جور نیست. بند چهارم !! :-S از تو بعید بود !! زیاد ترانه گوش میدی جدیدا !؟ خیلی سطحی بود هم قافیه و هم کل ترکیبا !! و باز هم جور نبودن احساس در دو بند پنج وشش ، چرا حالا که تو رو می بینم با همه دیگه نداری فرقی…؟ خب اینجا تو دل ازش بریدی و دوسش نداری و فرقی نداره با بقیه ( در کلشم خودت میدونی که ادم عاشق همیشه عاشقه و غیر ممکنه این حس ) و می خوام عاشق بشم امّا سخته! همشونو به یه چش(م) می بینم اینجا حس میشه هنوز دوسش داری و نمیتونی عاشق کسی دیگه بشی ! !! بسیار زیبا بود این بند دیگه هیچکی واسه من رویا نیس دیگه هیچکی واسه تو، من نشده آخه تکلیف من و تو قطعاً واسه هیچکدوم روشن نشده…! گاهی یکم نقد شدن خوبه ، گیر دادنای سه پیچ ، گاهی بسیار سخت گیرانه و اشتباه واست خوبه ، چون تو حیفی !! @};- @};-
      • سلام. مهدی عزیز ممنون بابت حضور و نقد و بررسی دقیق :) @};- @};- فقط در این مورد: میدونستیم دروغه حسمون // غیرتی شدن واسه هم ... فک نکنم منافاتی وجود داشته باشه. من اینو خیلی کلّی با توجه به چیزایی که می بینم گفتم، واسه همین جمع بستم و با "ما" بیانش کردم تا عمومی باشه. چون واقعا خیلی وقت ها پیش میاد که خودمون می دونیم برخی احساساتمون حقیقی و خالص نیستن، اما باز هم به دلیلی که خودمونم نمیدونیم چیه، روش پافشاری می کنیم متاسفانه... بند چهارم؛ جدا...؟؟؟ یعنی اینقد بده...؟؟؟ ادم عاشق همیشه عاشقه و غیر ممکنه این حس... (نه، در کل همه ی حرفم تو این شعر، «عشق های دروغی» بود! بیخودی عاشق همدیگه شدیم... دیگه نمیدونم تا چه حد تونستم منظورمو درست برسونم...) باز هم خیلی ممنون/ ایمدوارم این سنت نقد توی آکادمی رایج بشه... :) @};- @};-
    • منم موافقم بهترین ترانه این سری بود @};- @};- @};-
      • شما لطف دارین خانم سید موسوی عزیز، وگرنه... @};- @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام و درود جناب آریا...زیبا بود...زیباتر از زیبابود...آفرین @};- اما .... من همیشه باید اما بیارم دیگه.. :-) کمی مشکل داشتی برادر ...اگر اجازت بفرمایید عرض میکنم.... یه بند بلند بود فقط به اندازه یه بند... مشکل وزنی داشتی چند جا که با خوانش کاملا مشخص و مشهوده ...نیم مصراع سومت آخه تکلیف من و تو قطعاً واسه هیچکدوم روشن نشده…! ولی خودت توو کل ترانه داد زدی که تکلیفتون روشن شده ...پس چه تکلیفی روشن نیست وقتی باهم سردیم ...قید همو زدیم...دنبال یکی دیگه می گردی...حتی اشتباهی از محل هم رد نمی شیم...عزیزم همه اینا تصاویر شعری تو رو تشکیل دادن و ارتباط تصاویر در طول کل ترانه خیلی مهمه و یکی از اصول اولیه یک ترانه ست....ارتباط مفهومی رو تو ترانه ت حفظ کرردی به جز این مورد که عرض کردم.... مابقی چیزی نبود اگرهم بود ناچیز بود درمقابل این ترانه احساسی فوق العاده...آفرین آفرین گرفتن از من هنر میخواد هااااااااا.....گفته باشم ;)) ;)) ;)) اما واقعا خوشم اومد...به دلم نشست ترانه ت
    • سلام خانم غلامی عزیز خیلی ممنونم از شما و باز هم ممنون بابت نقد و بررسیتون :) امّا خب اره، میشه که با همه ی اون اتفاقا، باز هم تکلیف روشن نباشه... :-S @};- @};- @};-
      • بله میشه ...چرا که نه...من تنها نظر خودمو عرض کردم عزیزم...برای من چنین اتفاقاتی بیفته برای من از نظر من از طرف من تکلیف روشنه...بخاطر همین عرض کردم و یادم رفت بگم نظر شخصیمه...عذرخواهی میکنم....
      • خواهش میکنم... خوشحال شدم از شنیدن نظرتون (البته خوندن!) :) @};- @};-
  • ترانه زیبا و عاشقانه ای دلنشین بود فقط تلخ بود!!! =D> @};-
  • خوب بود کمی توو مصراع ..با همه دیگه نداری فرقی...قویتر باید عمل می کردید. : @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • دیگه نه من واسه تو می میرم نه تو عکسمو بغل می گیری نه من از مسیر تو رد میشم نه تو راهو اشتباهی میری… آریا جان لایکی @};- @};- @};- @};-
  • یخودی عاشق همدیگه شدیم الکی از عشق هم تب کردیم می دونستیم دروغه حسّمون ولی باز برای هم صب(ر) کردیم @};- @};- @};-