بهترین شبِ دنیا…

سلام دوستان گلم
بسم ال…

بهترین شبِ دنیا…

شبِ گریه هـــــایِ منه عاشقه" بیا گریه هــــایِ منـــــــــو گوش کن"
چِقَد خلـــــــــــــوَتم با تو رویاییه، بِزَن آخَرین شمع و خـــــــاموش کن
بزن آخـــــَـرین شمع و خامــــــوش کن، حالا که جهـــــانِ دلم روشنه
دیگــه احتیاجی به فانـوس نیست ،زمانی که خورشیـــــــــــــد پیش ِمنه

من امشب پر ازحسِ دوس داشتنَم
برایِ کسـی کــه همه جونمــــــــه
چقد اتفاقِ قشنگـــــــــــــــــی شُده
که اِمشــب خُدا اینجا مهمونمــــــه

نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم
به آتیـــــشِ عشـقه تو تن دادمـــو خـودم رو اَزَت شُعله وَر میـــــکنم
هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم
یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم

من امشب پر ازحسِ دوس داشتنم
برایِ کسـی کــه همه جونمــــــــه
چقد اتفاقِ قشنگـــــــــــــــــی شده
که امشــب خدا اینجا مهمونمــــــه

1194
۸۱

  • @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز موضوع و محتوای کار خوبه اما به نظرم نوع چیدمان کلمات رو تغییر بده به این حالت ادم رو یاد ترانه هوشنگ ابتهاج امروز به قصه دل من گوش میکنی و ترانه روزبه بمانی اینجا چراغی روشنه میفتی ... انگار این دو ترانه رو به نوعی با هم پیوند زدی و یه ترانه جدید نوشتی .... من چنین حسی با خوندنش پیدا کردمممممممم @};-
    • علیک سلام دوست خوبم درست منظورتو متوجه شدم نکته سنجیِ جالب بود البته این دو عزیز از اُستادان بلا منازعِ ترانه یِ ایرانن ومخصوصا روزبه بمانی که از جوونای این عرصه اس نگاهش امروزی تره و ماشال... تو هر زمینه ای که نگاه کنیم یکی دو کارفوق العاده داره سخته مرزمون و باهاش حفظ کنیم و ناخود آگاه گوشی که به موسیقی عادت پیداکرده از جهت پر کار بودن ایشون ممکنه موقع نوشتن به اون سمت میل پیدا کنه وباید نهایت دقت و از الان به بعد داشت ممنونم از گوشزد کردن این نکته @};- @};- @};- @};- @};-
  • هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم سلام رسول جان.مرد عاشقانه ها @};- خیلی زیبا بود واقعا لذت بردم چه حس گرمی داشتی جاری باشی =D> =D> @};-
  • ترانه زیبایی از شما خوندم =D> احساس خوبت جاودان @};-
  • @};- @};- @};-
  • ممنون لطیف ودوست داشتنی @};- @};- @};- @};-
  • سلام داداش رســـول گرامی حقیقــتش من هم مثل الـــهه صادقی عزیزم همیشه دوست داشتم یه برادر بزرگتر داشته باشم که بدونم حامی و پشتیبانمه، یه برادر هم داشتم اما حکمت خـــداوند اینطور قرار گرفت که پیش از تولد من و درهمون دوران نوزادی برگرده به بهشتی که ازش اومده بود =(( =(( :-( :-( :-S :-S t; باتوجه به شناختی که از شخصیت ومنش شما دارم دوست دارم اگر قراره برادری زیر سقف این فضای مجازی داشته باشم شما باشید. (البته با اجازه ی خودتون :-) ) اون شاخه گلهایی که در آغاز ترانه ی دوستان میذارم فقط برای عرض ادبه واگر فرصت اجازه بده حتما برای نظر گذاشتن خدمت میرسم :"> شما هم هرزمان که امضاتون پای دلنوشته های من باشه چه درصدر وچه آخرین نظر برام بسیار دلنشینه و همون حلاوت همیشگی رو داره برادر خوبم. واما ترانه: من از عشق بارون به دریا زدم به بارون و به آسمون دعوتیم چه مهمونی با شکوهی شده تو این لحظه هایی که هم صحبتیم از اولین دفعه ای که این ترانه رو خوندم احساس کردم چقدر با این آهنگ دلنشین آقای محمدعلیزاده همخونی داره وانگار روی همین ملودی سروده شده واین شباهت دور اما دلنشین زیباییشو برام دوچندان می کرد. 8-> دربیت اول ترانه از فعل "بزن" برای خاموش کردن شمع استفاده کردید ، احساس می کنم شما خواستید خشونت کمرنگی رو به مخاطب القاء کنید یعنی خاموش کردن یک شمع ازریشه، یعنی تاریکی مطلق برقرار کردن اما مسئله اینجاست که فضاسازی ترانه تون بسیار ملایم و لطیفه ، ودقیقا به خاطر همین فضای کاملن متعادل و نرم چنین فعلی انتخاب مناسبی نیست. در نقد یکی از دوستان دیدم که از "روشن بودن جهان دل" برداشت نابینا بودن کرده بودن و اتفاقا اشاره شون هم از جهتی به جا بود ، اما مسئله اینجاست که ما چرا به افراد نابینا با نام "روشن دل" یاد می کنیم؟! درواقع میخوایم بگیم که کسانی که به واسطه ی نداشتن چشم جهان بیرونیشون براشون تاریکه، درعوض به واسطه ی عنایات و توجه خاصی که خداوند در ازای چشم نداشته شون بهشون عطا فرموده قدرت درک بسیاری از مفاهیمی رو که ما بیناها نداریم، دارند. پس این ترکیب پیش ازاونکه به یک فرد نابینا اختصاص داشته باشه، یک ترکیب داری حیثیت مستقل بوده و صرفا به خاطر نامیدن افراد نابینا خلق نشده که ما بخوایم بگیم پس وقتی ترانه میگه: "حالا که جهان دلم روشنه" صرفا منظورش نا بینا بودن راوی بوده وحتی اگر چنین برداشتی هم داشته باشیم چیزی از زیبایی این بیت کم نمیشه چون میتونیم این برداشت روهم داشته باشیم که راوی با داشتن خورشید وجود محبوبش در دل ترجیح میده نابینا باشه و هیچ نور دیگه ای در جهان رونبینه . واصلا همین ایهام یعنی شاعرانگی. جز ورود "فانوس" که دربیت اول تعبیه ای براش نشده بود و صحیح تربودکه به شمع اشاره می کردید این بیت بسیار بسیار زیبا بود. =D> =D> دربند ترجیع به نظر میرسه میشد خیلی بهتر این اتفاق شاعرانه رو بنویسید اما قدری شتاب به خرج دادید آقای آدینه. شما دارید از محبوب ترین محبوب جهان حرف میزنید پس فکر میکنم "حس دوست داشتن" اولین و ساده ترین انتخابی بودکه میشد برای توصیف شعف و شادی و جوشش عشق راوی ازاومدن خداوند به خلوتش انتخاب کرد. "نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم" برادرم من چند دقیقه ای روی این مصرع تامل کردم ونتونستم مفهومش رو متوجه بشم احساس می کنم ضعف تالیفی وجود داره. و آخرین مورد: هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم تصویری که در ذهن داشتید بسیار زیباست شاید چیزی شبیه به این تصویر در ذهنتون بوده: با من غریبگی نکن با من که درگیر تو ام چشماتو از من برندار من مات تصویر توام اما بازهم ضعف تالیف وجود داره مثلن این "قاب وتصویر " یعنی چی؟! اگر منظورتون منظره ای بوده که تا اینجا توصیفش کردید فکر می کنم پیش ازاین هم باید دربیتی اشاره می کردید که منظره ی نشستن معشوق روبه روی راوی براش حکم یک قاب عکس روداره. (البته این برداشت منه) در کل مثل همیشه ی "رسول آدینه" ترانه ی بسیار با احساس و بی آلایش و زیبایی ازتون به یادگار گرفتم. نکاتی که عرض کردم صرفا به این دلیل بودکه بهتون بگم : برادرم، واقعا حیفه احساس و فکر زیبای شماست که به خاطر چند ایراد بسیار جزئی که به راحتی توسط خودتون قابل اصلاحن گاهی تحت شعاع قرار می گیره 8-> ازتون انتظار دارم ازاین به بعد قدر توانایی و این همه زیبایی افکار شاعرانه تون رو بیشتر بدونید. براتون آرزوی موفقیت و شادی و سلامتی درکنار خانواده و عزیزانتون رو دارم . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((خـــداونـــد ضـــامــن آرامـــش و خوشبخــتی تان))
    • علیکِ سلام آبجیِ عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- صددر صد اینطوریه افتخارم میکنم خواهرایِ هنرمند و خوب و پاکی مثل شما داشته باشم ازخداپنهون نیست ازشما چه پنهون ما هم سالهاست در حسرتِ یه خواهر داریم میسوزیم :-S و از این نعمت بزرگ محرومیم چون مادر و خواهر دو فرشته ای هستن که نبضِ عاطفیه یه سرپناه و در دست دارن وشکر خدا الان شما بزرگواران ودارم :-) در مورد اون فرشته ی کوچولو هرچند درکش برای کسی که این اتفاق تجربه نکرده خیلی سخته ولی سعی میکنم با همه ی وجود حستون رو درک کنم و یه جمله بگم که خیلی دوس داشتم جای ایشون بودم فرشته ای که در نوزادی و در کمال پاکی و معصومیت همونجور که خدا فرستادش با همون معصومیت رفت جایی که تو اغوشِ خدا بهترین تجربه های زندگی رو داشته باشه پس غصه نخورین واین حکمت خدا رو بزارین پای اینکه خیلی ایشون و دوست داشته @};- @};- هرچند خودتون خیلی بهتر از من به این امر آگاهی دارین..... واما ترانه و نقدخوبتون خوشحالم که شما،مجید شمس ودوستان هستن و همراهیشون پشتوانه ی خوبی میشه برای اینکه نقاط ضعف رو خیلی خوب شناخت :-) تعبیرتون از" بزن" نزدیک ترین شرح حال به فضای ذهنیِ من بود وخیلی خیلی ممنونم که این ضعف رو به همراه بهترین تعبیر بیان کردین و تلفیقی شد از شناخت ومعرفی شناخت فضای ذهنی من ومعرفی نقطه ی ضعف ------------------------------------------------------- در مورد "جهانِ دلم......." صددرصد همین نکته مد نظرم بوده بدون کم وکاست اشاره داشتین ویه نفس راحت کشیدم از درستی مسیری که رفتم و جالب تر از اون بازم شناختِ شما از اون که نکته ای رو ناگفته نذاشتین ممنونم =D> @};- ------------------------------------------------------- خوب نقدها رو کاملا قبول دارم تا برسیم به "نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم” همین که نیاز به توضیح هست حتمن ضعف تالیفی رخ داده وهمین برای من کافیه که تجدید نظر کنم فقط جهت روشن شدن موضوع میگم که این بیت جسمانی ترین جنبه ی عشق در این کار قرار بوده باشه دوتا صورت که اینقدر نزدیک به هم هستن که نفس های هم رو حس میکنن وحتی از شدت گریه اشک چشم یک طرف(راوی)صورت طرف مقابل رو خیس و یا حداقل نمناک میکنه البته واقعا استفاده از آغوش نیاز بود ولی حذف شد چون حساسیت روی آغوش در صورت اجراظاهرا برای ترانه مشکلاتی بوجود میاره هرچند دغدغه ی اصلی من اجرا نبوده ولی میخواستم تا حد امکان مشکل واژه ای که مصداق ممیزی خوردن میشه تو کار به حداقل برسه ------------------------------------------------------ در مرود قاب وتصویر همون چهره ی معشوقه بوده که این بحث پیش میاد تاریکی ممکنه نزاره اونو بوضوح دید ولی خوب در بند قبل فاصله رو اینقدر کم کرده بودم(نفس تو نفس با تو از گریه هام،دارم گونه هامونو تر میکنم) که توجیه پذیر بشه ------------------------------------------------------- از همه ی این مسایل گذشته باید مشکل و قبول کرد و سعی در رفعش داشت دیگه الان دارم بخودم میگم اگه به این اعتقاد داری چرا این همه توضیح دادی :-? برای روشن شدن فضای ذهنیم بد نیست ضرر نداره دیگه خواهر گلم...درسته :-) 8-> ممنون حوصله کردین و خوندین خدا قوت هیچ وقت اینقدرپُر تایپ نبودم :< @};- @};- @};- @};-
    • جمیده بانو من فضولی کردم و گفت و گوی شما و آقای آدینه رو خوندم رسیدم به اینجاکه نوشته بودید: "حقیقــتش من هم مثل الـــهه صادقی عزیزم همیشه دوست داشتم یه برادر بزرگتر داشته باشم که بدونم حامی و پشتیبانمه، یه برادر هم داشتم اما حکمت خـــداوند اینطور قرار گرفت که پیش از تولد من و درهمون دوران نوزادی برگرده به بهشتی که ازش اومده بود =(( =(( :-( :-( :-s :-s t; باتوجه به شناختی که از شخصیت ومنش شما دارم دوست دارم اگر قراره برادری زیر سقف این فضای مجازی داشته باشم شما باشید. (البته با اجازه ی خودتون :-) )"" ......... حمیده بانو مثل اینکه نه تنها دل هامون بهم نزدیکه بلکه زندگیمون هم اندک شباهتی هم به هم داره :"> ;)) بله من هم مثل شما و الهه همیشه دوست داشتم برادر بزرگتری داشته باشم و ... یه برادرهم داشتم که مثل شما قبل از تولد من همون دوران نوزادیش فوت کرد =(( =(( اینم از شانس ما بود دیگه =(( =(( تفاهم و حال کردین؟؟ ;)) ;)) امامن هم خوش حالم که دراین صفحه مجازی برادر بزرگی مثل آقای آدینه رو در کنار خوم دارم @};- @};-
      • واقعا سرگذشتِ عجیبیه این نزدیکی و شمابهت نمیدونم باید چی بگم ولی خدا چیزی جز خیر و خوبی واسه بنده هاش نمیخواد اشال... فقط خیر و خوبی نصیبتون بشه این فرشته ها جاشون امنه خوش بحالشون که بهشتی شدن من افتخار میکنم مثل برادرتون باشم :-) :-)
  • سلام رسول جان.ترانه ی بسیار زیبایی سرودی.واقعا از خوندن ترانت لذت بردم.احساس بسیار خوبی بهم داد.تبریک میگم بهت واسه سرودن چنین ترانه ی زیبایی.امیدوارم پیاپی در مسیر موفقیت قدم برداری. @};- @};-
  • یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم @};- @};-
  • رسول جان ترانت با احساس و خوب بود شب گریه های منه عاشقه // خب فقط جای زجه رو عوض کردی میدونی که رستاک خونده // @};- ببین " بزن " رو منم خیلی موافق نبودم مثلا یه جائی میگیم " بزن بریم بادا باد // یادته که ؟ اونجا فضای ترانه جوری هس که ترانه سرا میتونه به خوبی کار بکشه از این واژه اما به نظرت تو یه شب رویائی و عاشقانه میشه اینطور درخواست کرد از معشوق ؟ که بزن شمعارو خاموش کن ؟ درسته که زدن به معنی ضربه زدن نیس " لااقل در این مورد " اما تصویری که میدی خیلی فرق با زدن ضربه به شمعا نداره :) و اگر منظورت الز دن خاموش کردن باشه / پس حشو صورت گرفته عزیزم @};- @};- @};- من حس میکنم ترانت همه حرفاشو نتونست بزنه // اما احساس شما همیشه جاری هست تو ترانه هات @};- برقرار باشی
    • *تشکر: علیک سلام مجید عزیزم @};- @};- @};- @};- این روحیه نقد کردن مشفقانه وبیان نقاط ضعف بصورت منصفانه و با مطالعه،همون چیزی هست که در فضای صمیمی آکادمی انتظارش رو داریم و بسیار کمک کننده هست برای پیشرفت و به چشم اومدن نکاتی که شاید بخاطر غرق شدن در حس از دید صاحب اثر مخفی مونده... مجید عزیزم اجازه بده ازت تشکر کنم که سخاوتمندانه نکاتی رو اشاره میکنی، من یکی نوع بیانتو اینقدر ارزشمند میدونم که ضعفای کارمو با مطالعه وتاٌمل در نقدت تصحیح کنم وبراش ساعت ها وقت بزارم @};- @};- ------------------------------------------------------- *بزن اخرین شمع و خاموش کن: بزن بریم به سرعتِ برق و باد :-) کاملا یادمه در زمان خودش غوغایی کرد بزن رو خوب حلاجی کردی، سعی در بیان احساسات، ظرافت خاص خودش رو میخواد؛ بقول علیرضا عباسی عزیز میشد بجای بزن از بیا استفاده کرد... نمونه ی خیلی ساده اش ترانه ی معروفه تولده "بیا شمعا رو فوت کن،تا صد سال زنده باشی" منم با نظر هر دو عزیز موافقم بزن در خیلی موارد برای وقتی که میخوایم اوج حسه یا کاری رو نشون بدیم بکار میره "دلو به دریا بزن،که بقول خودت معنیش زدن نیست بلکه با تمام وجود رفتن تو مسیری...بزن به سیم آخر،و خیلی موارده دیگه" اینکه تو ذهن من اوجِ اشتیاق برای خاموش شدن محیطه دو نفره عاشق و معشوقه ش با بزن شمع و خاموش کن قابل بحث هست یا نه یه بحثه ودیگه اینکه این حس رو اونطور که باید و شاید نتونستم به چنگِ قلم در بیارم یه بحث... این مقدمه ای بود که بگم با موضوع بحثت کاملا موافقم البته نمیتونم این تردیدی که واقعا بجای بیامیشد از واژه ای استفاده کرد که بشه این اوج اشتیاق رونشون بده مصداق عینی این بزن از یه حادثه ی ساده اتفاق افتاد،با دوستان مسافرتی بودیم که آخر شب دوستی بخاطر رانندگی خیلی خسته شده بود و با خواهس و تمنا گفت رسول تو رو خدا بزن اون چراغ و خاموش کن قطعا اعلام نظرت موثر میشه ---------------------------------------------------------------- **شبِ ضجه های منه عاشقه **این عادلانه نیست!! در مورد شباهت با رستاک عزیز واقعا خودم هم مخالفم که یه فرمول از یه مصرع رو گرفت و کلمه جایگزین کرد، اون کارو گوش داده بودم ولی تو لحظه ی نگارش اصلا اسم رستاک یادم نبود و با علامت گزاری" این علامت" که عرف نوشتاری است سعی کردم نشون بدم اقتباسی هستش که متاسفانه الان که نگاه کردم آخر علامت در آخر مصرع اومده!!البته مجید این شباهت در ترانه ها وجود داره همیشه هم سوالم بوده ایراد هست یانه مثلا جمله ی "این عادلانه نیست" من قبلا در کاره"بازم خدا رو شکر حس ترانه هست" که تاریخ نوشتنش قبل از ترانه ی پویا بیاتی عزیز بوده استفاده کرده بودم که بعدها پویا بیاتی هم دقیقا این جمله رو در کاری که اتفاقا اسمش این عادلانه نیست بکار برده وبعد از ایشون خانم برزویی در آلبوم امپراطور مهدی یراحی عزیز دقیقا همین جمله رو داشتن که ینظرم برمیگرده به همون ضمیر ناخود آگاه و ویژگی های مشترک اشخاص در کل با دل و جون میپذیرم ---------------------------------------------------------------------- مجید عزیزم مشکلاتی که گفتی رو بازم میگم با جون و دل میپذیرم و هدفم از بسط دادن و توضیحات به منزله ی دفاع بی منطق از کارم نیست که میدونم خیلی راه مونده که بشه اسم ترانه سرا روم گذاشت کاملا بی تعارف میگم قصد بحث و تبادل نظر و برداشتِ محصولِ نقد داداش عزیزم بود مجید عزیزم ممنونم که به معنای واقعی کلمه نقد کردی با دلیل و منطق و توضیح :-) =D> @};- @};-
      • :) فدای شما عزیز دلم @};- @};- @};- @};-
      • مجید درجواب نقدت منطق الطیر برات نوشتم جوابت خیلی خلاصه شد ها :-) شاید اینقدر طولانی بود که فرصت نکردی همه ی بخش های جوابمو بخونی مزاح به کنار ولی اگه فرصتش پیش اومد برات نظرتو در مورد بزن با توجه با توضیحاتی که دادم بگی ممنون میشم...
  • @};- ☼سلام برادر رسول☼ @};- وزن ترانتون خیلی دوست داشتنیه @};- نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم به آتیـــــشِ عشـقه تو تن دادمـــو خـودم رو اَزَت شُعله وَر میـــــکنم هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم @};- @};- @};- لایک @};-
    • @};- ☼علیک سام خواهر روناک☼ @};- خواستم شبیه خودتون سلامی کرده باشم :-) خیلی خیلی لطف داشتین مثل همیشه اشال... خدا توفیقی بده و بتونم با افتخار بازم پای کارای خوبتون بیام و لذت ببرم.....خیلی ممنونم تقدیم به شما @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای آدینه عزیز بیش ازاون چیزی که فکر کنیدهمراه این ترانه شدم وحسش رودرک کردم، فوق العاده زیبا بود،ممنون از احساس شما =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • علیک سلام خانم رستگار عزیز بیشتر از اون من خوشحال شدم که قلمم رو قابل دونستین و همچین حسی رو نسبت به کار داشتین....خیلی خیلی ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عاشق این ترانه شدم یعنی :-x مرسی @};- @};- @};-
  • سلام :-) =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- =D> رسول عزیز از خداوند سپاس بسیار میکنم که فرصت و سعادت لمس زیبایی و احساس پاک رو با خوندن ترانه های شما عزیز بهم داد تا گوشه ای از زیبایی رو که ذات پروردگاره با احساس دلنشینت در دفتر خاطرات زیبایی ها به خاطر بسپارم @};- =D>
    • داداش امیر گل خوبی؟ممنونم ازت خوشحالم که حتی ذره ای هم منو در این احساس نابت ونوع دیدگاهت نسبت به شناختِ ذاتِ پروردگار که از روح خودش در وجودِ بنده هایی مثلِ تو دمیده سهیم میدونی واقعا آدم میمونه و خجالت زده میشه این احساس قشنگ حاصل زلال بودن دل خودته ونه مایِ سر تا پا تقصیر و گناه دعا کن برام @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • البته تعابیری بکار بردم که شاید جناب زهره وندی سراغ بنده هم بیایند. قدمشون روی چشم بنده مخلص دوستان پست مدرنیست هم هستم بسپارش به من رسول جان @};- =D> منتظر نگاهش در نقد ترانه جدید هستم @};- =D>
      • میاد سراغت اونم چه اومدنی هرچند نقد نقده دیگه باید استقبال کرد ولی بعضی وقتا کله داغ میکنه میدونی مثل فراستی وقتی میگه این فیلم مقواس کارگردان میخواد کله شو بزنه تو میز :-)
  • بزن آخـــــَـرین شمع و خامــــــوش کن، حالا که جهـــــانِ دلم روشنه دیگــه احتیاجی به فانـوس نیست ،زمانی که خورشیـــــــــــــد پیش ِمنه @};- =D> @};- =D> من پای ترانه های شما همیشه اینجوریم.. :-x :-x :-x احساستون بی نظیره.. @};- =D> =D> =D>
    • خواهر عزیزم اختیار دارین شما از لطفتونه که همچین نظری دارین خانم ادهمی خوشحالم که راضی بودین @};- @};- @};- @};- @};- @};- هرچی هست اگه تاثیری داشته شک نکنین بخاطر روح پاکِ خودتونه @};- @};- @};- @};-
  • شبِ گریه هـــــایِ منه عاشقه" بیا گریه هــــایِ منـــــــــو گوش کن" چِقَد خلـــــــــــــوَتم با تو رویاییه، بِزَن آخَرین شمع و خـــــــاموش کن بزن آخـــــَـرین شمع و خامــــــوش کن، حالا که جهـــــانِ دلم روشنه دیگــه احتیاجی به فانـوس نیست ،زمانی که خورشیـــــــــــــد پیش ِمنه انقدر سریع ابتدای داستان بصورت خبری بیان حالت راوی جالب نیست. انگار دارم اخبار گوش میدم. کاربرد بزن اینجا دقیقن چیه؟ پر کردن وزن یا ضربه؟ حشوه جهان دل روشن بودن؟ یعنی نابینایی؟ پرداخت ضعیف در کل در مورد بیت: این ترانه رو در قرن چندم هجری سرودید؟ نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم به آتیـــــشِ عشـقه تو تن دادمـــو خـودم رو اَزَت شُعله وَر میـــــکنم هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم نیم مصرع اول رو که نتونستم بخونم نیم مصرع دوم حشو معنایی داره من اصلن منظور این بیت رو نفهمیدم یعنی علت بودنش در ترانه! من امشب پر ازحسِ دوس داشتنم برایِ کسـی کــه همه جونمــــــــه چقد اتفاقِ قشنگـــــــــــــــــی شده که امشــب خدا اینجا مهمونمــــــه ترجیع بند؟ فقط امشب پره؟ ضعیفه بی تعارف دوست من ترانه بسیار ضعیفه هم از لحاظ احساس معنا شاعرانگی
    • علیک سلام رضای عزیزم.ممنون از حضورت @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- من قبل از پرداختن به انتقادات بعضا صحیح و بعضا صرفا جهت نقد کردن شما اصولی برای نقدوپاسخ در نظر دارم در قدم اول اثر منتقد رو از قسمت نمایش آثار باز میکنم(اگه کار زیادی از منتقد نخونده باشم و با ایشون آشنا نباشم)و با خوندن کار ایشون ونظرات دوستایی که پای کارشون نظر دادن میبینم که چقدر میتونن در جهت پیشرفت من و خودشون موثر باشن....یک بارم این بحث و با هم داشتیم شما به پشتوانه ی ((اسکرامبل محض))که فقط مجموعه ای از کلمات نا آشنا و شبه پست مدرنیست هست وبا جمع کردن کنار همه اون ها(البته از نظر من و بعضی نظرات دوستان که نوشتن)ودر اون میشه مولف رو دنباله رو این سبک و یه علاقه مند به سنت شکنی در ادبیات دونست و یا با کار ((به من و تو یاد ندادن)) که از لحاظ مفهوم خوب بودوبخاطر اون پسندیدم ولی دوستان میتونن با خوندنش خودشون قضاوت کنن سطح کار در چه حدی هست و من نظر بیشتری نمیدم....نمیتونین در پیشرفت من و خودتون تاثیری بزارین البته بعضی از مسایلی که عنوان کردین قابل تامل هست ولی اینکه اخبار گوش میدین و این بیت در چه قرنی سروده شده گذشته از اینکه منو نسبت به اطلاعاتتون از فضای ترانه و نقد به شک میندازه باعث میشه که با کمال احترام بگم نوع ادبیاتتون و در نقدادیبانه نمی دونم....ممنونم از حضورتون @};- @};-
      • سلام جناب زهره وندي عزيز! بذاريد من طور ديگه اي براتون توضيح بدم! :-) شبِ گریه هـــــایِ منه عاشقه” بیا گریه هــــایِ منـــــــــو گوش کن” چِقَد خلـــــــــــــوَتم با تو رویاییه، بِزَن آخَرین شمع و خـــــــاموش کن بزن آخـــــَـرین شمع و خامــــــوش کن، حالا که جهـــــانِ دلم روشنه دیگــه احتیاجی به فانـوس نیست ،زمانی که خورشیـــــــــــــد پیش ِمنه انقدر سریع ابتدای داستان بصورت خبری بیان حالت راوی جالب نیست. انگار دارم اخبار گوش میدم. (خب تا اينجا كه نظر شخصيتونه،بسيار محترمه اما بهتر نبود توي جمله تون اينطور قيد مي كرديد كه از نظر من بیان حالت راوی جالب نیست؟! حكم سليقه اي صادر نكنيد لطفا! ) کاربرد بزن اینجا دقیقن چیه؟ پر کردن وزن یا ضربه؟ حشوه ... (خير جناب! اصطلاحيست محاوره كه عموم استفاده مي كنن و از اونجايي كه زبان ترانه محاوره س،ايرادي به اين قسمت وارد نيست!) جهان دل روشن بودن؟ یعنی نابینایی؟ پرداخت ضعیف (باز هم يه حكم سليقه اي ديگه! :-) حضور معشوق نمي تونه دل عاشق و گرم و روشن كنه واقعا؟ اين تصوير اينقد نامفهومه يا برداشت سطحي شما رو مي رسونه؟! ) در کل در مورد بیت: این ترانه رو در قرن چندم هجری سرودید؟ (بذاريد من از شما يه سوال بپرسم! آقاي منتقد عزيز! چند درصد از دقتتون و خرج اين ترانه كرديد؟ ) نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم به آتیـــــشِ عشـقه تو تن دادمـــو خـودم رو اَزَت شُعله وَر میـــــکنم هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم نیم مصرع اول رو که نتونستم بخونم (يعني اين هم مشكل شاعره؟ :-) ) نیم مصرع دوم حشو معنایی داره (كاش بهش اشاره مي كرديد تا ما هم متوجهش مي شديم! :-? ) من اصلن منظور این بیت رو نفهمیدم یعنی علت بودنش در ترانه! ( توضيح مي دم دوست من! در ادامه ي توصيف بهترين شب زندگي شاعر آورده شده! اگه ترانه رو خونده باشين شاعر پيرامون همين موضوع صحبت مي كنه! :-) ) من امشب پر ازحسِ دوس داشتنم برایِ کسـی کــه همه جونمــــــــه چقد اتفاقِ قشنگـــــــــــــــــی شده که امشــب خدا اینجا مهمونمــــــه ترجیع بند؟ فقط امشب پره؟ ضعیفه (اين هم نظر شماست و براي ما محترم! :-) ) بی تعارف دوست من ترانه بسیار ضعیفه هم از لحاظ احساس معنا (بي تعارف دوست من! حتي اگه بخشي از صحبتاتون هم درست باشه بقدري زشت و زننده بيان كرديد كه باعث شده هيچ تأثير سازنده اي نداشته باشه؛با توجه و تأمل بيشتري بنويسيد. ) موفق باشيد. @};-
      • سعیده ی پور محمد عزیز ممنون من برای اولین بار ایشون و کشف ِ اساسی کردم تو آکادمی قبلا دیده بودمشون و شناختی نداشتم الان که کامل نقداشونو پای کارای بچه ها خوندم،دیدم پدیده ای هستن برای خودشون یه توضیحی بدم که بگم خودتو اذیت نکن و بیشتر وقت نزار راجع به این نقد خوب توجه کن ;)) : 1-ایشون خطاب به آقای.....:"خب چرا نوشتی؟چون درگیری روزمرگی ترانه و پاپ شدی؟"!!!!!! 2-ایشون خطاب بهدوست عزیزمون آقای .........:"نیم مصرع اول کامل نیست روو هواست!!"نیم مصرع چهارم نخ نماست و خیلی درد داره برای رعایت فافیه و وزن جاخوش کرده"نیم مصرع اول فاقد معناست حتی خالی از کنایه، استعاره و لایه ای است" "قافیه ها ضعیفن""نیم مصرع اول بازی واژه ها ضعیفه" 3-ایشون خطاب به ...........:"درخواست مدارا از خدا بی معناست"!!!"این بیت یعنی چی؟"جنون داغ چه رنگیه؟ اصلن جنون داغشم هست؟ سردش چطوریه؟"!!!! **از همه قشنگ تر توصیه شونه خطاب به خانم نقدی پور:علت تشبیهات بی جا اینه که مطالعه ی شما در زمینه ی شعر و ادبیات ضعیفه. باید خووند وخووند و خووند و گاهی شاید شاید شاید نوشت. وقتی که برای ترانه میزارین باید حدود ۹۹ درصدش مطالعه و یک درصد باقی مونده اگر نخاستین استراحت کنید نوشتنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 4-خطاب به خانم ...........:"استفاده ی نابجای فعل جابجایی نابجای ارکان(حرف بنده: در حالیکه به جرات میگم دوستان برای یاد گفتن جابجایی ارکان در نوع فجیع خودش میتونن به اثر به منو تو یاد ندادن ایشون مراجعه کنن.....) ویکی از زننده ترین قسمت نظرات ایشون: "ادامه نمیدم. کار ضعیفه اوصیکم به استادینگ"!!!!!!! ودر اخر به همه گفتن دانا باشی : 8-> :-) .....ظاهرا مثل من رو جا گذاشتن اینا تازه گوشه ای از کلاس درس ایشونه حالا به بزرگواریه اساتیدی مثل عبدالجبار کاکایی،روزبه بمانی،افشین یداللهی،امیر ارجینی،دکتر مهدی موسوی وسایر بزرگواران پی میبرم که چگونه خاضعانه و خاشعانه در جلسات مختلف مخصوصا خانه ترانه علم داشته شون رو برای پیشرفت هنرمندان جوان در طبق اخلاص میزارن و خدا بیامرزه پدر اون که گفت درخت هرچه بارش بیشتر افتاده تر.. برادرمون ان شال... که دیگه من یکی رو از نوع ادبیات و علم منحصر به خودشون معاف کنن خیلی خوشحال میشم چون بنده نه ترانه سرام و نه شاعرونه همه چیز دان فقط حرف دل مینویسم و استادی در حد فردوسی و حافظ نیاز ندارم........همه میدونن من احترام هیچ کس رو تا حالا زیر پا نذاشتم و نمیزارم ولی بی ادبی و دانای کل بودن رو اونم بدون علم مربوطه و منم منم کردن رو اصلا قبول ندارم......خواهشا اگه هم تشریف اوردین دیگه حداقل تو این صفحه ادامه ندین آقارضا زهره وندی.
  • سلام رسول جان فقط =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام رسول جان زیبا بود داداشم لذت بردم :-) @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان.... خییییییییییییییلی کار خوشگلی بود داداش واقعا دوسش داشتم من امشب پر ازحسِ دوس داشتنم برایِ کسـی کــه همه جونمــــــــه چقد اتفاقِ قشنگـــــــــــــــــی شده که امشــب خدا اینجا مهمونمــــــه =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام شاعر احساس يه عاشقانه ي آروم و رويايي،بر وزني كه مي دوني بهش تعلق خاطر خاصي دارم. 8-> اين ترانه لحظات قشنگ زيادي داشت،اگه مي خواستم بهشون اشاره كنم بايد كلش و اينجا كپي مي كردم. :-) نقاشي احساست و در قالب ترانه دوست داشتم،مثل هميشه... :-) خوشبخت و آروم ببينمت. @};- @};- @};-
    • علیک سلام سعیده ی عزیز وزنی که تعلق خاصی داری وزن مورد علاقه ی منم هست تو تلفیق شعرو شب و بوسه ای که یادته :-) دیدی چقد قشنگ گفتمش ;)) سعیده ی عزیز خوب کپی میکردی چب میشد؟؟باعث دلگرمی میشدی حالا جدا از این شوخی های بی نمکم برات بهترین ها رو از خدا آرزو میکنم ممنونم ازت @};- @};- @};-
  • نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم به آتیـــــشِ عشـقه تو تن دادمـــو خـودم رو اَزَت شُعله وَر میـــــکنم هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم @};- @};- =D> =D> @};-
  • شبِ گریه هـــــایِ منه عاشقه" بیا گریه هــــایِ منـــــــــو گوش کن" چِقَد خلـــــــــــــوَتم با تو رویاییه، بِزَن آخَرین شمع و خـــــــاموش کن بزن آخـــــَـرین شمع و خامــــــوش کن، حالا که جهـــــانِ دلم روشنه دیگــه احتیاجی به فانـوس نیست ،زمانی که خورشیـــــــــــــد پیش ِمنه کار خوبی لایک شدی @};- @};-
  • سلام جناب آدینه ..ترانه نون که بسیار عالی بود .. زیبا و پر حس و دلنشین..آفرین.. عالی که میشه ..ترانه .. معلومه که خود رسول آدینه س .. داری ترانه شو میخونی .. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> :">
    • علیک سلام خواهر عزیزم ممنونم هرچی هست تشعشعاتِ حس و حال کارای خودتونه که شاید گمان کنید یکی در میون انطرف ها هستیم اما اینطور نیست گاهی جز پسند حرفی نمیماند تازه بیان خاص وشیرین شما رو هم نداریم والکن میماند این زبانِ درمانده ممنونم که هستین ممنونم @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان =D> @};- @};- @};-
  • دست مریزاد رسول خودم لذت بردم از کار زیبات مثل همیشه لذت بردم عزیزم @};-
  • عالی عالی...درود رسول جان...خیلی روون و ترانه و با احساس میگی =D> .ترانه داداش.شاد باشی @};-
  • چقدر این وزن ترانه هاتون رو دوست دارم حرفی برای گفتن نیست به جز اینکه مثل همیشه لذت بردم =D> =D> هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • فریبای رییسی عزیز خواهر خوبم قابل شما رو تداشت خوشحالم دوست داشتین این وزن وخودم هم خیلی دوست دارم خیلی حرفا میشه زدروی این وزنِ تقریبا پُرهجا ممنونم @};- @};- @};-
  • آفرین .خوب و با احساس .دوست دارم یه ترانه با وزن کوتاه ازت بخونم .موفق باشی =D> =D> @};- @};-
    • خواهر گلم معلم عزیزم ممنون...چشم اشال.. زنده باشیمو دستی باشه که بتونه جواب در خوری به این لطفتون وهمراهیاتون بده... باعث افتخارمه بتونم از پسش بربیام @};- @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود. @};- @};- @};-
  • نفس تو نفس با تو ازگریه هام دارم گونه هامونـــــــــــــــــو تَر میکنم به آتیـــــشِ عشـقه تو تن دادمـــو خـودم رو اَزَت شُعله وَر میـــــکنم هــوایِ منه خسته رو داشته باش بَرام زوده از زندگی سیر شـــــــــم یه جـوری به تو زُل زدم تا ابَد گِرِفتـــــــارِ این قـــــاب و تصویر شم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> ممنون رسول جان زیبا بود لایک
  • سلام بر داداش گلم ترانه ی بسیار زیبایی بود و از خوندنش لذت بردم...قربونت... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عالی بود لایک تقدیم به شما
  • =D> =D> =D> بسیار زیبا @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • حمیده سادات غفوریان عزیز ماشال.. اینقدر طرفدار دارین که هروقت میام جا رزرو کنم پای کارتون حسرت به دل میمونم مطمن باشین یه روز با همین دسته گلا بالا بالا ها میبینین منو :-) @};- @};-