سقوط آزاد

طعم تلخ زنده موندن ، ماسیده روی نفسهام
یکی تو دلم می خونه : تو رو من زنده نمی خوام

فاصله , سقوطی آزاد ، بین مرگ و زنده موندن
دیگه فرصتی نمونده واسه عاشقونه خوندن

خسته ی دست رفاقت ، زخمی خنجرِ کینه
دل من می خواد بمیره ، اگه زنده گی همینه

قدِ آسمون کوتاهه یا نه من خیلی بلندم
اومدم رو بوم قلبم به جنون یه کم بخندم

اینجا از بالای دنیا آدما خیلی حقیرن
واسه من همین یه باره اونا دم به دم می میرن

فاصله همین یه پرواز بین مرگ و زنده موندن
می پره پائین و انگار میره سمت آسمون ((من ))

از این نویسنده بیشتر بخوانید: