میدون تحریر

(امشب منُ از غصه آزاد کن / حالا که صُبح از پیش من میری
تا صبح مُدام دورِ تو می گردم / تو واسه من میدونِ تَحریری)
تو واسه من هوای دلخواهی / هوای تــــو دستی که مُشت کردم!
از دَست نرو! من اعتراض دارم / به اینکه میگی: برنمی گردم
تو لای بغضت کوه یخ داری / که یخ زده اشکات روی گونه ت
بالاتُ وا کردی، نمی دونی / بعدِ تو می ریزه به هم خونه ت
وقتی بری، آرامشِ خونه / تبدیل به آشوب دمِشق میشه
آرامشُ به هم نزن…بانو! / حالا که این عشق، داره عشق میشه
وقتی بری، بغدادِ دلگیرم / هر روز با چالش روبرو میشم
می تِرکم هر شب، جای آغوشت… / با جسم بالش روبرو میشم
(امشب منُ از غصه آزاد کن / حالا که صُبح از پیش من میری
تا صبح مُدام دورِ تو می گردم / تو واسه من میدونِ تَحریری)
تـــــو چشم تو، میدون نفتیه / یه خاورِ میانه س این خونه
دارم سر چشم تو میجنگم / حق داشته این جرج بوشِ دیوونه…
باید سرِ چشمای تو جنگید / تن داد به هر آشوب و درگیری
روی تنت اشک ریخت و شورش کرد / حالا که صبح از پیش من میری
بری، تمام خونه مون جنگه / جایی که نیستی، مگه صلح میشه؟
تو داری اشک میریزی، می دونم! / از اینکه کم کم داره صبح میشه…
کوه یخی که لای بغضت بود / با داغ تو این سینه آب کردم
بغضت رو ترکوندم با این آهنگ / بانو! من آخر انقلاب کردم…
(امشب منُ از غصه آزاد کن / حالا که صُبح از پیش من میری
تا صبح مُدام دورِ تو می گردم / تو واسه من میدونِ تَحریری)

پ.ن: ابن ترانه روی یک ملودی اندوهگین حماسی و بر اساس نمایشنامه ای از خودم سروده شده و روایتی از تلاقی زمانی پایان یک رابطه عاشقانه با تلاطم های منطقه خاورمیانه، در طول یک شب خاص است.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام جناب پورکاشانی فوق العاده زیبا بود . آفرین خیلی خیلی لذت بردم از ترانه تون وقتی بری، آرامشِ خونه / تبدیل به آشوب دمِشق میشه آرامشُ به هم نزن…بانو! / حالا که این عشق، داره عشق میشه =D> =D> =D> =D> خیلی دوس داشتم این قسمت کارو البته بقیه ی قسمتها هم زیبا بودا اما این قسمت جالب انگیزتر بود لبریز لبخند و بوسه ، روزهایت... @};- @};- @};-
    • سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم که دوست داشتید و لذت بردید نظر لطف شماست به من این قسمت مورد علاقه خود من هم بود موقع سرودن ممنون باز هم همیشه شاد و موفق باشید @};-
  • مجتبی جان ترانت رو خیلی دوس دارم خیلی خوب اتفاقاتو با عاشقانه هات درگیر کردی @};- طولانی بودنشو که گیر میدم :) فضات کاملا یکدست بود @};- @};- @};- قوافی هم که خوب تصاویر هم خیلی خوب آفرین خوشحالم که قلمت بوی خودت و اندیشه هاتو میده @};- برقرار باشی
    • سلام مجید عزیز خیلی خیلی خوشحالم که دوست داشتی نظر لطفته به من برادر طولانی که شد ترانه م، یاد شخص خودت افتادم. اما چه می شد کرد. روایت بود و ملودی بود و الی آخر این ترانه م تماما احساسی آفریده نشد، برای همین پرداخت بیشتری از کارهای دیگه روش انجام دادم. ممنونم و خیلی خوبه که پسندیدی مجید جان این اندیشه های ما هم که باعث دردسر شده و میشه باز هم برای ما، اما ادامه می دهیم. نمونه اش همین جوابم به کامتت که به گمانم آخرینشه توی این سایت :-) همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • وقتی بری، آرامشِ خونه / تبدیل به آشوب دمِشق میشه آرامشُ به هم نزن…بانو! / حالا که این عشق، داره عشق میشه @};- @};- @};- @};- خیلی خیلی زیبا بود موفق باشی
  • (امشب منُ از غصه آزاد کن / حالا که صُبح از پیش من میری تا صبح مُدام دورِ تو می گردم / تو واسه من میدونِ تَحریری) زيبااااا بود زياااااااااد. لذت بردم... ممنون @};- @};- لايك
  • بسیار زیبا خواندمتان و لذت بردم به قول معصومه لایک شدییید =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانم رئیسی عزیز ممنون از نگاه و توجه شما خیلی خوشحالم که دوست داشتید کار رو نظر لطف شماست امیدوارم همیشه کارهام نظر شما رو جلب کنن همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • بری، تمام خونه مون جنگه / جایی که نیستی، مگه صلح میشه؟ تو داری اشک میریزی، می دونم! / از اینکه کم کم داره صبح میشه @};- =D> @};-
  • سلام پور کاشانی عزیز کارت لحظه های ناب زیاد داشت =D> =D> =D> با یه سری مکان های تاریخی به شخصه موافق نیستم به خاطر تاریخ مصرفی که داره =D> از توضیحاتت خوشم اومد کاری به درست یا غلط بودن توضیحاتت ندارم این مهمه که به نوشتت ایمان داری یه هنر مند قبل از خلق یه اثر باید بدونه اونو برای چی آفریده و شما با نوشته هات منو مجاب به خوندن ترانه های دیگرت کردی @};- @};- برات بهترینها رو آرزو دارم @};- @};- @};-
    • سلام علیرضای عزیز خوشحالم که لحظه های ترانه رو پسندیدید. نظر لطفته در مورد مکان های تاریخی و اینکه تاریخ مصرف ایجاد می کنه به هر حال سلیقه ایه تا حدی. اما به نظرم اگه تاریخ مصرف رو مهم در نظر بگیریم ترانه های اجتماعی و سیاسی خیلی به ندرت ایجاد میشن. اجتماع و زمان و مکان به هم وابسته ن. ممنون بابت نظر لطفی که داشتی همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • سلام جناب پورکاشانی عزیز ترانه بسیار زیبایی از شما خوندم سرشار از تصویرهای بکر و زیبا 8-> 8-> خیلی لذت بردم.لایک تقدیمتون @};- @};- @};-
    • سلام خانم اویسی عزیز ممنون. خیلی خوشحالم که دوست داشتید ترانه رو نظر لطف شماست خانم امیدوارم همیشه کارهام موجب لذت شما باشه همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • بسیار زیبا بود هم ترانه لذت بردم از ترانه خوبت به قول دوستان لایکی @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
    • سلام فرزاد عزیز خیلی خوشحالم که دوست داشتی و لذت بردی نظر لطف شماست به من امیدوارم همیشه ترانه هام نظرت رو جلب کنه همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • عاشق این نوع از ترانه ام. دیوونشم. بهت تبریک می گم چون داشتم نمایشنامه شخصی تو رو هنگام خوندن کارت با زمینه یک تلویزیون روشن که روی یک شبکه خبری ثابت مونده تماشا می کردم. اگه قابل بدونی مشتاقم نمایشنامه رو بخونم. عالی بود. ترانه ای به روز اما عاشقانه. ترانه ای که فقط من و تو توش نبود. وای وای وای @};- @};- @};-
    • سلام آیدین عزیز خیلی خوشحالم که ترانه م طوری بود که دوست داشتی. درست حدس زدی، اتفاقا تلویزیون و خبر هم توی صحنه آرایی نمایشنامه نقش مهمی داشتن. این یعنی اینکه با احساس و تصورت ارتباط پیدا کرده ترانه اتفاقا در نظر دارم نمایشنامه ها و ترانه ها و اشعار و کارهایی که ازم خوندن رو توی یه بلاگ قرار بدم. حتما بهت خبر میدم و خیلی دوست دارم نظرت رو راجع به نمایشنامه هم بدونم. این سبک و فضاییه که فعلا دنبالش می کنم. جدا شدن از فضای صرفا عاشقانه یا صرفا اجتماعی. تلاقی این دو فضا رو می پسندم. البته توی کارهای خودت هم این رو دیدم زیاد باز هم ممنونم از اظهار لطفت و امیدوارم همیشه کارهام باعث لذتت بشه. همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • zibast agha mojtaba
  • سلام بسیار زیبا بود و خیلی زیاد ازتون آموختم @};- موفق باشید @};- @};- @};-
    • سلام خانم یزدی عزیز خیلی خوشحالم که پسندیدید کار رو نظر لطف شماست خانم.ممنون که ریز میشید توی ترانه هام امیدوارم همیشه باعث لذت شما بشه ترانه هام همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • سلام آقای پورکاشانی عزیز @};- لذت بردم از خوندن کارتون واین تفکر،عالیییی بود،خــــــیـــاــــــــــی خــــــیـــاــــــــــی،همه ی بندا رو دوست داشتم.=D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> مرسی از این کارزیبا @};- @};- @};-
    • سلام خانم رستگار عزیز خیلی خیلی خوشحالم که شما خانم هنرمند اینهمه دوست داشتید ترانه م رو و اینکه اینهمه نظر لطف داشتید امیدوارم همیشه ترانه هام بتونن باعث لذت شما بشن همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • سلام مجتبی جان کار زیبایی بود دوستش داشتم @};- @};- @};- @};-
    • سلام جابر عزیز خیلی خوشحالم که دوست داشتی ترانه م رو نظر لطفته به من امیدوارم همیشه ترانه هام جوری باشن که دوستشون داشته باشی هیمشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • ترانه خوبی بود @};-
  • درود مجتبی جان خوب شد که آخرش این پانوشت رو گذاشتی ،ی مشکل کوچولویی داشتم رفعش کرد برام :-) فقط کاش کمی کوتاهتر بود :"> تصاویر خوبی داشت ؛ قافیه های بکر ، موضع جذاب .... خلاصه لایک لازم بودید دیگه @};- @};- @};- @};- @};- @};- ;))
    • سلام خانم قریشی عزیز حدس می زنم چه مشکلی رو مدنظرتون بود. راستش ایم ترانه با توجه به نحوه سرودنش و فشاری که بهم آورد یکی از سخت ترین کارهای عمرم محسوب میشه. چون ملودی بسیار حماسی و در عین حال غمگین بود. امید به اجرا داریم. اگه بشه، می شنوید و متوجه میشید چقدر کار سختی بوده. بلندی هم باز به دلیل بلندی آهنگ و نزدیکی آهنگ به روایت هستش. بگذریم از این توضیحات، ا:.8( اینکه خانم هنرمندی مثل شما ترانه م رو دوست داشته خیلی خوشحالم نظر لطف شماست امیدوارم همیشه ترانه هام طوری باشن که لذت ببرید ازشون همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • جل الخالق :-) باور کن مجتبی جان انقدری که با این مدل کارای تو زیر و رو میشم با هیچ محرک دیگری نخواهم شد =D> =D> =D> واقعا قدرتی که توی قلم تو هست پایانی بر خیلی مسائل میتونه باشه :-) سپاسگزارم از بودنت @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام سید ایمان عزیزم خیلی چوب کاری می کنی ما رو برادر. همیشه به من بسیار لطف داشتی و این برام خیلی عزیزه که هنرمند کاربلدی مثل شما پای کارهام بهم اظهار لطف می کنه خیلی خیلی خوشحالم که ترانه م رو دوست داشتی نسبت به قلم من هم لطف بسیار داری و شرمنده می کنی. راستی،من هنوز کار آخرین که ازت خوندم یادمه سید عزیز. من حقیقتا کنجکاوم کار بعدیت رو بخونم. امیدوارم منتشر کنی و بتونم بخونم من هم سپاسگزارم از بودن شما دوست ارزشمند امیدوارم همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • سلام مجتبی جان عاااااااالی بود نمیدونم چی بگم
    • سلام علی آقای عزیز چرا نمی دونی چی بگی... حداقل می گفتی چیش رو دوست داشتی از ترانه سرای خوبی مثل تو بتونم فیدبک بگیرم خیلی خوشحالم که دوست داشتی نظر لطفیه که به من داری امیدوارم همیشه جوری باشه ترانه هام که دوست داشته باشی همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • دست مریزاد مجتبی جان لایکی داداش @};-
    • سلام سامان عزیز خیلی خوشحالم که کار رو دوست داشتی نظر لطفیه که به من داری امیدوارم همیشه ترانه هام باعث رضایت و لذتت بشن همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم
  • (امشب منُ از غصه آزاد کن / حالا که صُبح از پیش من میری تا صبح مُدام دورِ تو می گردم / تو واسه من میدونِ تَحریری) =D> :-) =D> @};-
  • تو لای بغضت کوه یخ داری///به نظرم بهتر بود که میگفتیم توی بغضت.لای بغض رو خوب باهاش ارتباط نگرفتم.منظور کاملن مشخصه ها!اما به نظرم توی بغض اگه میومد یعنی بغضت از یه کوه هم بزرگتره. حالا که این عشق، داره عشق میشه///استفاده دوبار از عشق آنگ کار رو به شدت ضعیف کرده.چون خود عشق تلفطش سخته واسه خواننده وقتی بری، بغدادِ دلگیرم / هر روز با چالش روبرو میشم می تِرکم هر شب، جای آغوشت… / با جسم بالش روبرو میشم///اینجا میترکم چه دلیلی واسه اومدنش هست؟من راستش متوجه نشدم تو داری اشک میریزی، می دونم! / از اینکه کم کم داره صبح میشه///چرا وقتی میخواد خودش بره اشک میریزه؟دلیلی نداشت به نظرم استفاده بانو///دوبار استفاده از بانو که به نظرم یکم کلیشه شده در کل ولی اینجا دیگه دوبار آوردنش یکم بد شده بود.همون یبار کافی بود... الوعده وفا مجتبی جان.ببخش اگه جسارت میکنم و بلند فک میکنم.ولی در کل قبلن هم گفتم کارت رو دوس دارم.امیدوارم موفق باشی دوست من و همیشه کار ازت بخونم.اما دوس دارم کار بعدیت قوی باشه اما یکم از این داستان خاور میانه دور بشی چون حس اون ترانه تاریخیت دوباره منتقل شد.اینطور پیش بره کارات یکنواخت میشه دوست من زنده باشی @};-
    • سلام دوباره برادر ممنون از نظرات دقیقت. توضیح میدم امیدوارم بتونه نظرت رو جلب کنه عزیز مطمئن باش من موقع سرودن اول به شدت به "توی بغضت" فکر می کردم. اما به دلایلی "لای بغضت" رو ترجیح دادم. یکی از دلایل بخش "تــــو چشم تو میدون نفتیه" بود. و یه دلیل دیگه ارائه تصویری از لایه لایه بودن شخصیت معشوق. این رو خیلی دوست دارم که توی ترانه به مرور شخصیت سازی کنم. دوست داشتم باب سلیقه ت باشه این استفاده از "لا"، اما گویا نشده. ایشالا کارهای بعد در مورد تکرار عشق، روی ملودی جواب داد. آهنگ خوبی داشت. البته قبول دارم که خواننده باید فوق العاده حرفه ای باشه برای ادای درست کلمه عشق. "می ترکم" از یک طرف رجوع میکنه به بغداد. طعنه به انفجارها و ترکیدن بمب های مختلف در این کشوره. چون به نظرم عراق در طول دهه اخیر بیش از هر کشوری با ترکیدن بمب شناخته شده. اما از سمت دیگه "می ترکم" رجوع می کنه به ترکیدن بغض دانای کل ترانه که در ادامه ی ترکیدن این بغض می بینیم که آغوشی به جز جسم بالش برای تسلی ش پیدا نمی کنه در مورد اشک ریختن بانو، اما باید برگردیم به همون بیت و قضیه "کوه یخ لای بغض و اشکهای یخ زده" و همون بحث شخصیت سازی. کل داستان همینه و اتفاقا برای من خیلی مهم بود. زنی که غرور اجازه نمیده غم رفتن رو نشون بده و اشکاشو پنهون میکنه. و دانای کلی که با کلمات، غم این فاجعه رو به زن یادآوری می کنه و درنهایت موفق میشه خودش و زن رو از اون غرور و غصه پنهون آزاد کنه و باعث بشه که زن نزدیک به صبح بالاخره اشک بریزه. و دانای کل ترانه از این اتفاق به عنوان انقلاب خودش یادمی کنه. در مورد بانو بهت حق میدم خرده بگیری بهم. شاید بهتر بود همون یه بار استفاده کنم یا اصلا استفاده کنم. اما بانو برای من یه امضای عزیزه که توی ترانه هام و شعرهای مختلفم حضور داره. می دونم توضیح با دلایل شخصی درست نیست اما بهرحال اینجا با صنعت موسیقی طرف نبودم و خواستم خودم باشم تا جایی که میشه. دانای کل شبیه خودم باشه.اما حق با شماست رضای عزیز در مورد اینکه کارم با ترانه قبلی نزدیکی هایی داره از لحاظ تصویرسازی قبول دارم. اما به نظرم این فضاییه که من توش دارم کار می کنم. به نظرم بد نیست ترانه سراها مدتی رو توی یه فضا تجربه کنن. این باعث ایجاد سبک میشه به نظرم. از روزای اول کارم توی ترانه، با اینکه سنم کم بود اما به شدت دنبال تجربه این سبک بودم. امروز خوشحالم که توی فضایی هستم که دوستش دارم.فعلا که نمی ترسم یکنواخت بشم. چون من قبل از این بارها فضاهای مختلف رو تجربه کردم و بعد بیرون اومدم.و البته ممکته چند وقت دیگه به سراغ سبک تالیف و فضا و تصاویر جدیدی برم. هرچند ترانه قبلی من (سقف جهان) کمی دور بود به نظرم. ولی توصیه شما رو حتما در نظر می گیرم .حتما ازت به شدت ممنونم که ریز شدی توی کارم و نقد جانانه کردی. من خیلی خوشحال شدم و اتفاقا فیدبک های بسیار خوبی ازت گرفتم.امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه و همینطور امیدوارم همیشه بشه پای ترانه هام نقدهاتُ همین جوری بخونم رضای عزیز همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • سلام مجتبای عزیز ترانه ی بسیار زیبایی بود با تعابیری زیبا و مفاهیمی عمیق...احساس کار و ترانت بسیار به دلم نشست... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام :-) @};- بری، تمام خونه مون جنگه / جایی که نیستی، مگه صلح میشه؟ تو داری اشک میریزی، می دونم! / از اینکه کم کم داره صبح میشه… =D> =D> =D> =D> =D> لایک @};-
  • سلام مجتبی جان تعبیر های بسیار زیبایی تو کارت بود دوست داشتم کارت رو مرسی =D> =D> =D>
  • مجتبی جان فکرم الان جواب نمیده.ولی در اولین فرصت میام و رو ترانت حرف میزنیم.ولی فعلن اینو بگم که دوسش داشتم و بیشترین چیزی که غافلگیرم کرد قافیه "عشق و دمشق" بود.آفرین @};-
    • سلام رضای معظمی عزیز مشخصه که ساعت 1:08 دقیقه آدم دیگه نتونه نقد بذاره. ولی با اینحال و با وجود خستگی از اینکه اومدی و لطف داشتی ممنونم حتما خوشحالم میشم نظرت بدونم عزیز خوشحالم که دوست داشتی در کل قافیه عشق و دمشق، من قبلا این دو تا توی ذهنم بود اما مجال استفاده ش نبود. اما سر این ترانه خودم هم خیلی کیف کردم وقتی احساس کردم یه فضایی پیدا کردم که می تونم توش ازشون استفاده کنم نظر لطفته امیدوارم به زودی نقدت رو هم بخونم همیشه شاد و موفق باشی دوست عزیزم @};-
  • کوه یخی که لای بغضت بود / با داغ تو این سینه آب کردم بغضت رو ترکوندم با این آهنگ / بانو! من آخر انقلاب کردم =D> =D> =D> @};- @};- @};- عجب کار زیبایی بود 8-> .. تلاقی احوالات این عشق با حوادث اخیر خیلی خوش نشسته به نظرم.. =D> =D> =D> @};- @};- @};- درود ویژه بر شما آقای پور کاشانی گرانقدر به خاطر این خوش سلیقگی.. @};- @};- @};-
    • سلام خانم ادهمی عزیز همراه همیشگی ترانه های ما.شما معلومه خیلی خوب دارید ترانه می خونید و حسابی توی این زمینه دارید تلاش می کنیدها. خیلی خوشحالم از این بابت خیلی خوشحال هم هستم از اینکه این ترانه رو دوست داشتید و پسندیدید. بله، خودم هم شخصا اینجور تلاقی ها باب سلیقه منه. نظر لطفیه که شما به من دارید همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • @};- ☼سلام آقای پور کاشانی☼ @};- زیبااااااااااااااااست =D> =D> =D> (امشب منُ از غصه آزاد کن / حالا که صُبح از پیش من میری تا صبح مُدام دورِ تو می گردم / تو واسه من میدونِ تَحریری) @};- @};- @};- به ترانه ی تاریخیتون خیلی نزدیک بود.. به کارگیری یک سری اسامی .. بانو با انقلاب .. البته فقط از نظر من :-) تو واسه من هوای دلخواهی / هوای تــــو دستی که مُشت کردم! از دَست نرو! من اعتراض دارم / به اینکه میگی: برنمی گردم @};- @};- @};- در کل لذت بردم :-) ...شما 100% لایکید آقا @};-
    • سلام خانم عساری عزیز مدل نوشتن کامنت شما آدمُ خوشحال می کنه. خیلی با سلیقه ست خیلی خوشحالم که دوست داشتید و باعث لذت شما شد آره، این یکجورهایی سبک تالیف من شده شاید این دو سال اخیر. خیلی این فضا رو دوست دارم. دستم رو باز میذاره برای بسط هر موضوعی. برای همین احساس کردید به اون ترانه نزدیکه. نظر لطف شماست امیدوارم همیشه کارهام باعث لذت شما بشه همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • وقتی بری، بغدادِ دلگیرم / هر روز با چالش روبرو میشم می تِرکم هر شب، جای آغوشت… / با جسم بالش روبرو میشم... @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> سلامو ترانه ي خيلي عميق و زيبايي بود. خوشحالم كه نمايشنامه مي نويسيد و اميدوارم در نمايشنامه نويسي هم همين قدر موفق باشين برادر بزرگوارم. در پناه خدا باشيد. @};-
    • سلام خانم صادقی عزیز خیلی خوشحالم که دوست داشتید ترانه رو نظر لطف شماست خانم خیلی ممنون. امیدوارم توی نمایشنامه هم فرصتی واسه انتشار کارها باشه یه روزی همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-
  • ________________ ! این دومین ترانه ای هست که امشب می خونم و واقعا حرفی برای گفتن ندارم @};- لذت بردم زیاد
    • سلام خانم شکفته عزیز خیلی خیلی خوشحالم که دوست داشتید نظر لطف شماست که به من دارید امیدوارم همیشه کارهام نظر مثبت شما رو جلب کنه همیشه شاد و موفق باشید دوست عزیزم @};-