به هیچ کس اعتمادی نیست

زمونه مثل کلتی که به ماشه ش اعتمادی نیست
همش روی تو می خنده ولی این خنده عادی نیست
،
یه کلتی که تو هر دستی روبه روش سیبل تیراشه
مهم نیست سمت کی باشه جوونا حتی پیراشه

به هیچ کس اعتمادی نیس به این بی رحمی عادت کن
بذار دنیا ازت رد شه با دستات منو راحت کن

همیشه سهمم این بوده همیشه درو وداغونم
می خوام دنیا رو بشناسم ولی سخته نمی تونم

زمونه زیر و روم کرده نه خاکستر نه آتیشم
فقط اجباری می خندم فقط اجباری پیر میشم

فشنگه آخرت مرگه بگیر سمتم خلاصم کن
هنوزم پای حرفامم هنوز می گم حلالم کن

تو بد جایی گیر افتادم نه راه پیش و پس مونده
نه دنیا با من هم دسته ازم اینی که هس مونده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: