کجای قصه بد بودم؟

کجای قصه بد بودم که اینقدر از خودم دورم

به حدی که شبا حتی پر از آهنگ دلشورم

قسم خوردم که من بی تو یه دنیای پر از دردم

چه  جوری با غم دوریت به راه عشق برگردم؟

همین دلواپسی میشه دلیل مرگ احساسم

من این دنیا رو بی چشمات نه میخوام و نه میشناسم

غرور من رو له کردی شکستی پشتمو بازم

من اونقدر تو رو دوس دارم که با دوریت میسازم

کجای قصه بد بودم که اینقدر تو ازم سیری

یه حسی میگه از دستم به حد مرگ دلگیری

واسه ابراز حسی که یه عمری تو دلم جاشه

به هر در میزنم شاید کنارت،جای من باشه

قسم خوردم که من بی تو یه دنیای پر از دردم

چه جوری با غم دوریت به راه عشق برگردم؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: